دانلود رمان رز وحشی از فاطمه صداقت زاده

دانلود رمان رز وحشی از فاطمه صداقت زاده
*از رمان های مسابقات هاگوارتز انجمن نودهشتیا*
نام رمان: رز وحشی
نویسنده: فاطمه صداقت زاده
ژانر : عاشقانه خونآشامی، درام فانتزی
خلاصه رمان رز وحشی از نودهشتیا:
پنهان از دید انسانها و زیر برج و باروهای کاخ سنگی مخوف، قبایل خونآشام قرنهاست که با پیوندهای شکننده سیاسی و سنتهای خونین حکمرانی میکنند. سنت و اصالت حرف اول را میزند و تنها کسی لیاقت رهبری را دارد که خون ومپایر بزرگ در رگهایش جریان داشته باشد.
در میان این دنیای استوار بر رسومات کهن، شاهزاده مارکوس، وارث تاج و تخت ومپایر بزرگ و حافظ اجماع قبایل خوناشام در آستانه ازدواجی سیاسی برای اثبات پایبندی خود به رسومات و تحکیم قدرت است؛ اما زندگی او با ملاقات تصادفی رُزا، دختری از جنس آدمیان دچار تحول و دگرگونی میشود. حال او با سرنوشتساز ترین لحظات زندگی خود رو به روست. تابو شکنی توسط کسی چون او میتواند دریایی از خون را به راه بیاندازد.
برترین رمان های درحال تایپ:
بخشی از رمان رز وحشی:
پارت پنجم
بشارتی بزرگ بود. گویی در قبیله جانی دوباره دمیده شده بود. در فاصلهی رسیدن آنها از دروازه تا کاخ، رؤسای تمام قبایل خود را به آنجا رسانده بودند.
صدای قهقهه شیطانیشان تا قلمرو گرگها و ارواح و صاحبان جادو هم رفته بود. اما مارکوس فکرش جای دیگری بود؛ جایی کنار آن دو گوی سبز رنگ لرزان!
نگاه از او میگیرد و به گونتر که کمی جلوتر از آنها ایستاده بود چشم میدوزد:
– مطمئنی
– بله عالیجناب، مدتیه که دنبالشم، اول احساسش کردم اما برای اینکه مطمئن بشم کاری کردم به سمت دروازه بیاد. این دختر به راحتی قدم به دنیای ما گذاشت!
مارکوس با ابروانی در هم به آنها اشاره کرد و پرسید:
– کدوم؟
گونتر به سمت آنها برگشت، به صاحب آن چشمان پر جاذبه اشاره کرد و گفت:
– این دختر، همراه دوستش اومده بود، دوستش نتونست از دروازه رد بشه اما متوجه غیب شدنش شد؛ مجبور شدیم اون رو هم بیاریم.
مارکوس سری تکون داد و این بار صدایش در سالن طنین انداز شد:
– ابتدا باید صحت این مسئله آزمایش بشه تا نشه مثل دفعهی قبل که انرژی یاقوت کافی نبود و سنگ مقبرهی خوناشام بزرگ ترک برداشت.
با این حرف مارکوس همه سران قبایل خجل سر پایین انداختند و ابراز تاسف و پشیمانی کردند بابت به جوش آوردن خشم باسیلیوس هلیوس بزرگ…