دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان خرده علاقه نودهشتیا

دانلود رمان خرده علاقه

دانلود رمان خرده علاقه نودهشتیا

نام رمان: خرده علاقه
نویسنده: هانیه. پ کاربر نودهشتیا
ژانر: عاشقانه_ تراژدی
تهیه شده در انجمن نودهشتیا
دانلود رمان غمگین
خلاصه: فراموشی! نعمتی که خداوند برای تسکین دردها از بین بردن کینه‌ها و ساختن لبخندهای جدید به ما هدیه کرده است. به راستی که اگر فراموشی نبود، چه زندگی‌ها که از هم نمی‌پاشید؛ ولیکن هیچوقت فراموشی به تنهایی کارساز نیست. همیشه باید یک کاتالیزگر هم در کنار فراموشی قرار بگیرد. در ادامه‌ی داستان تلخ زندگی هانیه، شهاب به افسردگی دچار می‌شود و این بین ورود شخصیت جدیدی که نماد صبر است، باعث می‌شود برگ جدیدی از دفتر زندگی شهاب رو بشود. روزگار چه بازی را برای این دلداده رقم می‌زند؟ این مرتبه چه کسی قربانی آتش زیر خاکستر انتقام می‌شود؟!

دانلود رمان عطر ریحون نودهشتیا

نام رمان: عطر ریحون
Zahra-MBنویسنده:
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
هدف: زندگی، بالا و پایینی های زیادی داره. چه باور کنی و چه باور نکنی، همیشه یک روزنه ای از نور به روی تموم سختی ها باز می شه؛ ولی اگر باور کنی، سختی های مسیر دیگه برات سختی نیستن و می تونی از همون ها هم لذت ببری. با نوشتن این رمان، می خوام یک زندگی معمولی رو بهتون نشون بدم؛ همیشه اتفاق ها در پس زندگی های فانتزی اتفاق نمی افته.

دانلود رمان خواهر شوهر نودهشتیا

به نام خدایی که در همین نزدیکی است …

نام رمان: خواهر شوهر

نام نویسنده: Mohadeseh.f (محدثه فارسی )

نام ویراستار: Es_shima

موضوع: طنز، کل کلی، عاشقانه

خلاصه :

داستان ما راجب دو نفره.
دو نفر که با تمام قدرتشون سعی دارند دو نفر دیگه با هم ازدواج نکنند. یک خواهر شوهر بدجنس و یک برادر زن حیله‌گر، اما دو تاشون درحد مرگ تخس و شیطونند. این دو تا سعی می‌کنند خواهر و برادرشون ازدواج نکنند. چه آتیش‌هایی که نمی‌سوزونند. البته، بگم که این دو تا در حد مرگ زبون درازند. اما، در حین تمام نقشه‌هایی که کشیدن، اتفاقی می‌افته که باعث می‌شه مسیر زندگیشون تغییر کنه و…
خیلی می‌خندید. بهتون قول میدم.

دانلود رمان تکیه گاه نودهشتیا

از سروصدای بچه ها که توی حیاط بازی می کردن از خواب بیدار شدم .به زور چشم هام روباز کردم .نمیدانستم کی خوابم برده .سرم رو روی

لباسهای مامان گذاشته بودم تا با عطر مادرم شاید کمی دلتنگیم کم بشود .لباس هایش هنوز بوی عطرش رو میداد .لباسهایش رو که بو میکردم

این حس بهم دست میداد که هنوز زنده است؛ که الآن از توی آشپزخانهی این خونه ی کوچیک که سرو تهش دوتا اتاق تودرتو و یه آشپزخونه

داخل ایوون بود صدام میزنه و میگه الهه جان بیا غذا تو بخور!

دانلود رمان میم مثل مریم نودهشتیا

دانلود رمان میم مثل مریم نودهشتیا

به نام خالق عشق سخن نویسنده :دوستان این داستان واقعی هستش که از خود شخصی که این داستانو برام تعریف کرد اجازه گرفتم که بنویسمش و باید بگم که این یک داستان واقعی کوتاه هستش مقدمه : فــلک !! ای آنکه ســرتا پا رازی به چـه چـیز خودت اینـگونه نـازی؟! چــرا با این ؛؛ نقاب زنــدگانی؛؛ گـرفتی جـان ؛انــسان ؛را ببـازی؟!! بدلها مـرگ را اهــدا نمــائی هـزاران ســــینه را درغــم گُدازی!!!

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • هانی پری : ممنونم از لطف‌ و نگاه گرمی که لایق دونستین...
  • VIOLET.17 : پری دریایی-^ مبارکه قشنگ ویو*-*...
  • n : ممنون از همراهی صمیمانه‌ات عزیزجان هانی❤...
  • Narges.85 : خیلی خیلی داستان زیباییست و از همه بهتر، قلم توانا و بی‌نظیر شماست که باعث میشه...
  • P.n : هیچ کلمه ای نمیتونه رمانت رو توصیف کنه جان دلم:)) اثار قلمت خیلی دوست داشتنیه و...
  • کاکائو : زیباست...
  • ماهی : عالی...
  • admin : دوست عزیز این لینک دانلود نداره برای معرفی هست...
  • admin : سلام عذر میخوام سایت رو پالایش میکنیم ب زودی میزارم لینکشو...
  • helia : هرچی ازش تعریف کنم کم گفتم واقعا زیبا بود خسته نباشی...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.