خانه » آرشیو برچسب: رمان عاشقانه

بایگانی برچسب ها: رمان عاشقانه

دانلود رمان پنج وارونه نودهشتیا

دانلود رمان پنج وارونه نودهشتیا

دانلود رمان پنج وارونه نودهشتیا

بسم الله الرحمن الرحیم
نام رمان: پنج وارونه
نام نویسنده: پریسا افسونگر
ژانر: عاشقانه

خلاصه:
زندگیم با ریتمی آرام اما پر از غم می‌گذرد؛ امید هایم ویران شدند وکامم طعم تلخی روزگار را می‌شناسد.
اما مزه عشق را هم می‌توان گفت: «چشیده ام» عشقی که به تنهایی از سیانور کشنده تر و از اسپرسو تلخ تر است.
که با حضور شخصی کمی شیرین می شود و ریتمی پر از هیجان به زندگیم وقلبم وارد می کند اما…
همیشه ریتم آرام یا تند نیست گاهی می‌ایستد و صدایش همه جا را با بوق هشدار پر می کند. هشدار برای تکرار جدایی

ادامه مطلب

دانلود رمان دوباره عاشقم کن نودهشتیا

دانلود رمان دوباره عاشقم کن نودهشتیا

دانلود رمان دوباره عاشقم کن نودهشتیا

خلاصه رمان:داستان راجب دخترپولداری به اسم سوگند هست که عاشق پسرداییش میلادمیشه ازاین موضوع داداشش سهیل وبهترین دوستش شبنم خبردارن بعدازمدتی میفهمه میلادمیخوادبازیبادختردوست مامانش ازدواج کنه ازاین موضوع خیلی ناراحت میشه شب قبل از عقد میلاد حالش بدمیشه وبیهوش میشه ومیبرنش بیمارستان وقتی بهوش میاد میفهمه میلادعقدرو بهم زده وازایران خارج شده خوشحال میشه که ازدواج نکرده

ادامه مطلب

دانلود رمان نت موسیقی عشق نودهشتیا

دانلود رمان نت موسیقی عشق نودهشتیا

دانلود رمان نت موسیقی عشق نودهشتیا

خلاصه رمان:

دانلود رمان نت موسیقی عشق اختصاصی یک رمان داستان در مورد یک گروه دانشجوى موسیقى هست که براى پایان نامشون مشغول به تمرین، براى یک اجراى زنده ى موسیقى سنتى هستند. در این بین براى یکى از اعضا حادثه اى پیش میاد…نکته : موضوع اصلى داستان یکم دیر شروع میشه. ولى در این بین اتفاق هاى باحالى میوفته. خواهش میکنم یکم صبور باشید، یکم تحمل کنید موضوع اصلى شروع بشه

ادامه مطلب

دانلود رمان موکل یا عشقم نودهشتیا

دانلود رمان موکل یا عشقم نودهشتیا

دانلود رمان موکل یا عشقم نودهشتیا

 

رمان:موکل یا عشقم؟
نویسنده:بیتا مرادی
ژانر:عاشقانه،کلکلی،هیجانی.
هدف:عشق واقعی هرگز ازبین نمیرود
خلاصه:پسری که بخاطر انتقام دنبال وکیل میگرده واز طرف پسرعموش سراغه یه دختر وکیل میره و در این بین اتفاقاتی میوفته ….. ا
ز قدم زدن که هیچوقت سیر نمی شم ولی فکر کنم هوا داره بارونی می شه و به همین دلیل، به سمت خونه راه افتادم.

ادامه مطلب

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

ای کاش محبت اثری داشته باشد معشوق ز عاشق خبری داشته باشد کو خنجر تیزی که کنم پاره جگر را قربان رفیقی که وفا داشته باشد

دستان قوی ای مرا از خاک سرد جدا کرد و هر کاری کردم نتوانستم خودم را از دست او رها کنم تا بتونم فقط یه بار دیگه مامانمو حس کنم. داد زدم: ولم کن، بذار منم بمیرم. چرا نمیذارید منم برم پیشش. کسی که دستان مرا گرفته بود، بغلم کرد وس عی میکرد آرومم کنه. صدای سینا برادرم بود که سعی میکرد منو تسلی بده، با اینکه میتونستم بغض رو توی صداش احساس کنم. -سادنا، عزیزم آروم باش. به خدا با این بیتابیات روح مامان هم اذیت میشه. این جوری براش بهتر بود تا کی می خواست رنج بکشه و …

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است