دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود داستان پدر نودهشتیا

نام داستان: پـدر
نویسنده: پریسا
ژائر: اجتماعی، عاشقانه
مقدمه:
صدای بارون داره نزدیک و نزدیک تر میشه. ستاره ها رو اون دور دورها می بینم. دارن به سمتم میان… .

باران خودش رو محکم به پنجره می کوبه. عین اون روز، عین اون روزلعنتی! تصاویر مبهمی ازجلوی چشم هام می گذره و ذهنم رو تحت شعاع قرار میده. چشم هام رو از بارون و پنجره گرفتم. نمی خوام اون روز لعنتی رو بار دیگه مرور کنم.
توی آینه ی روبرو خودم رو دیدم؛ خودی که چند وقته نمی شناسمش. چشم های گود افتادم

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • نگین : عالی بود زیبا بود زیاد زیاد زیاد ممنون چطوری میتونم تعریف کنم اخه...
  • دلوین : عالی بود تشکر فراون...
  • ثمین : تنکس از شما عالی بیست بود...
  • فاطمه : عالی بود ممنون از سایتون...
  • تینا : تشکر از سایتونن بازم رمان بزارید...
  • فایزه : سلام خسته نباشید عالی بود ممنون...
  • شکوفه : واقعااااا ممنونم از شما...
  • فاطمه : دانلود شد تشکرررررر...
  • Kimia : با تشکر از نویسنده از قلم قویتون...
  • آتی : لینک دانلود برا من بود تشکر از سایتونن...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.