دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

به نام خدا

نام رمان: مجری محبوب من
نام نویسنده: محدثه صالح خانی
خلاصه:جلوی در باشگاه رسیدم. نگاهی به ساعت انداختم، هنوز چند دقیقه ای به آمدنش مانده بود.
گرمای تیر کلافه ام کرده بود… با گوشه شال خودم را باد زدم.
طبق گفته فدرا با انگشتان دستم بازی کردم و به ترتیب ماساژ دادم تا آرامش بیشتری پیدا کنم و از استرس و ناراحتی دور بمانم!
یاد قرار همیشه تپش قلبم را بیشتر کرد و مضطربانه نگاهی به ساعت انداختم. هنوز زمان زیادی باقی مانده بود.
با دیدن یلدا برایش دست تکان دادم، لبخند بی جونی زد و به سمتم آمد.

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • دلوین : عالی بود تشکر فراون...
  • ثمین : تنکس از شما عالی بیست بود...
  • فاطمه : عالی بود ممنون از سایتون...
  • تینا : تشکر از سایتونن بازم رمان بزارید...
  • فایزه : سلام خسته نباشید عالی بود ممنون...
  • شکوفه : واقعااااا ممنونم از شما...
  • فاطمه : دانلود شد تشکرررررر...
  • Kimia : با تشکر از نویسنده از قلم قویتون...
  • آتی : لینک دانلود برا من بود تشکر از سایتونن...
  • فاطمه : سلام ی کلام بگم براتون خیلی خوب بود...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.