دانلود داستان صوتی من دیوونه نودهشتیا

دانلود داستان صوتی من دیوونه نودهشتیا

دانلود داستان صوتی من دیوونه نودهشتیا

خلاصه:
خسته ام!
همه می گویند کوه کندی؟
ولی…
هیچ کس نمی داند دل کندم
از کسی که همه کسم بود…!
مقدمه:
کنار من منشین، حرف عاشقانه مزن…
به اسب ساخته از سنگ، تازیانه نزن…
مپرس خاطره عشق، بیش از این ام را…
دوباره طعنه به پیر قمار خانه مزن…

ادامه مطلب

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

ای کاش محبت اثری داشته باشد معشوق ز عاشق خبری داشته باشد کو خنجر تیزی که کنم پاره جگر را قربان رفیقی که وفا داشته باشد

دستان قوی ای مرا از خاک سرد جدا کرد و هر کاری کردم نتوانستم خودم را از دست او رها کنم تا بتونم فقط یه بار دیگه مامانمو حس کنم. داد زدم: ولم کن، بذار منم بمیرم. چرا نمیذارید منم برم پیشش. کسی که دستان مرا گرفته بود، بغلم کرد وس عی میکرد آرومم کنه. صدای سینا برادرم بود که سعی میکرد منو تسلی بده، با اینکه میتونستم بغض رو توی صداش احساس کنم. -سادنا، عزیزم آروم باش. به خدا با این بیتابیات روح مامان هم اذیت میشه. این جوری براش بهتر بود تا کی می خواست رنج بکشه و …

ادامه مطلب

دانلود دلنوشته هیاهوی خاموش نودهشتیا

دانلود دلنوشته هیاهوی خاموش نودهشتیا

دانلود دلنوشته هیاهوی خاموش نودهشتیا

(به نام خدایی که در دل خانه دارد)
(دلنوشته ی هیاهوی خاموش)
نویسندهHengameh.b:

مقدمه دلنوشته
-رویا؟
-حاضر.
-می بینم که فقط تو موندی.
-اجازه خانم؟بقیه ناامید شدن و رفتن!
-می دونی چرا تو نا امید نشدی؟
-چرا خانم؟-چون رویا ها هیچ وقت نا امید نمی شن اون ها منتظر می مونن تا به حقیقت تبدیل بشن.?

ادامه مطلب

دانلود رمان خورشید سیاه نودهشتیا

دانلود رمان خورشید سیاه نودهشتیا

دانلود رمان خورشید سیاه نودهشتیا

مقدمه
در اول خدا را سپاس گذارم که قدرتی داد تا بنویسم… باید تشکر کرد از عزیزانی که در نوشتن یاری ام کردند و بودنشان تسلی خاطرم بود. از پدری تشکر میکنم که بدون دریغ از هر لحاظ حامی من بود، پدری که با راهنماییها و پندهایش همچو چراغی مسیرم را روشن میکرد. پدری که به وجودش میبالم و از خداوند برای بودنش تشکر میکنم… از مادرم و مهسا خواهرم تشکر میکنم که محبتهای بی دریغشان دلگرمی ام بود… از مهسا، آذین، آنیسا و محدثه تشکر میکنم که چهار دوست حقیقی بودند و با حرفهایشان امید میشدند تا ادامه دهم… و از خانم اکرم احمدی تشکر میکنم، استادی که از ابتدا تا انتهای مسیر یاری گرم بوده و راهنمایی هایش همواره سر لوحه کارم میباشد .

ادامه مطلب

دانلود رمان سخت چون فولاد نودهشتیا

دانلود رمان سخت چون فولاد نودهشتیا

  • دانلود رمان سخت چون فولاد نودهشتیا

مقدمه

کودکی هایم در میان برق ناجوانمردانه ی زندگی گم شد . به یک باره از آن چه که بودم فاصله گرفتم بی آن که بدانم چرا؟ بی آن که بگذارند بفهمم. زندگی برای من آن جشنی نبود که آرزویش را داشتم. من، زنی شدم که در فراسوی زمانه های تلخ گم شدن کودکی هایم را با چشم شاهد بودم. من برای این که بمانم خودم را، خود وجودیم را کشتم. با من بازی نکن ای زمانه.

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است