دانلود داستان گوهر نودهشتیا

دانلود داستان گوهر نودهشتیا

دانلود داستان گوهر نودهشتیا

 

نام داستان: گوهر
نویسنده: آیسا – کاربر انجمن نود و هشتیا
ژانر: اجتماعی، تراژدی
مقدمه:
گاهی، نیم نگاهی می‌تواند زندگی بخش باشد. هستند کسانی با طناب به دنبال محبت داوطلبانه به قعر چاه می‌روند.
خلاصه:
می‌خوام برتون گردونم به سی سال پیش.
به دورانی که تنهای آرزوی مادر‌ها برای دخترهاشون، دیدن اون‌ها توی لباس سفید عروسی بوده و بس.
دورانی که بلند پروازی برای دخترها عار بود و تنها راه تحقق آرزوشون، تخیل.
اما در این میان دختری هست که رویایی بزرگ داره و حاضره براش بجنگه.
دختری که همه چی رو فدای رویاهاش می‌کنه حتی خودش رو…
براساس یک داستان واقعی

ادامه مطلب

دانلود دلنوشته الهه شرقی نودهشتیا

دانلود دلنوشته الهه شرقی نودهشتیا

دانلود دلنوشته الهه شرقی نودهشتیا

((بسم الله الرحمن الرحیم))
نام کتاب:‌ الهه شرقی
نویسنده: فرزانه فرجی کاربر نودهشتیا
ژانر:عاشقانه،حدیث النفس
مقدمه:
گاهی دلت می گیرد و چاره اش چند کلمه ی دل نشین و کوتاه است…
گاهی هم سرد و بی روح…
گاهی با نوشتن چند کلمه آرام می‌گیری و خودت را به دنیای حروف می سپاری.
گاهی هم با خواندن چند کلمه داغون می‌شوی و از دنیای خودت سیر می‌شوی…
از بارش حروف الفبای فارسی بر سرم، غرق لذت می‌شوم و امیدوارانه به زندگی ام نشاط می دهم و ادامه اش می دهم.

ادامه مطلب

دانلود رمان تقدیرم نودهشتیا

دانلود رمان تقدیرم نودهشتیا

دانلود رمان تقدیرم نودهشتیا

نام رمان: تقدیرم
نام نویسنده: حدیث رسولی | hada_♡
ژانر: عاشقانه، پلیسی، طنز.
خلاصه: داستان تقدیر در رابطه با زندگی دختری که از بچگی عاشق پلیس شدن بوده و بالاخره بعد از رسیدن به این شغل مسیر زندگیش کلا عوض می‌شه.
مقدمه: از وقتی که حرف زدن رو یاد گرفتم، عاشق اسلحه شده بودم… از وقتی که راه رفتن رو یاد گرفتم عاشق پلیس شدن بودم…
نمی‌خواستم
این عشق را فاش کنم
ناگاه به خود آمدم،
دیدم همه کلمات راز مرا می‌دانند
این است که
هر چه می نویسم
عاشقانه ای برای تو می شود..

ادامه مطلب

دانلود رمان ایرسا نودهشتیا

دانلود رمان ایرسا نودهشتیا

دانلود رمان ایرسا نودهشتیا

خلاصه:رمان

ایرسا خانوم یه دختر شر و شیطون و زبر و زرنگه….درسش زیاد خوب نیست اما جودو کار قهاریه!!! این خانوم داره تمرین میکنه برای مسابقاتش که

یهو این وسط سر و کله ی عموی محترمشون پیدا میشه و مخ بابا مامان ایرسا خانوم رو میزنه که بپرن اون ور اب یعنی دانمارک…..ولی ایرسا مسابقه

داره ….دانشگاه داره….چیکار کنه ؟؟؟؟!!!! بللللله…..این مامان بابای بیخیال میرن دانمارک و حالا ایرسا میمونه و خود خود ایرسا که بعد از کاراش میخواد بره پیشه

خانوادش…….اما تو این گیر و ویر خانوم میزنه و عاشق میشه!!!! اونم عاشق کی استاد دانشگاش که ۶ سال از

خودش بزرگتره و همچین دل خوشیم از هم ندارن!!!!! ولی بعدا چیزی رو در مورد معشوقش میفهمه که نظرش برمیگرده!!! ……….اقا پسری که تو فیس

ادامه مطلب

دانلود رمان اجباری نودهشتیا

دانلود رمان اجباری نودهشتیا

دانلود رمان اجباری نودهشتیا

خلاصه‌ی رمان : کاش می شد برای چند ساعت مُرد…
آن وقت است که می فهمی چه شخصی برایت دق می کند…
چه شخصی ذوق می کند!! دلم ساعتی مردن و خواب آرام می خواهد؟
قسمت و بهره خیلی ها شده، نوبت من هم روزی خواهد شد؟…

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است