خانه » رمان برای apk

رمان برای apk

دانلود رمان عاشق تنها نمی ماند نودهشتیا

دانلود رمان عاشق تنها نمی ماند نودهشتیا

دانلود رمان عاشق تنها نمی ماند نودهشتیا

دانلود رمان عاشق تنها نمی ماند نودهشتیا

دانلود رمان عاشق تنها نمی ماند نودهشتیا

عاشق تنها نمی ماند

( ساناز صفیعی و فاطیما عطایی ) کاربران نودهشتیا

۰۵/۰۱/۱۴۰۰
ژانر : عاشقانه و اجتماعی
صفحه آرا: _Hadiseh_
طراح جلد: Sheydaw.HD
ویراستار: الهام جعفری ازغندی، مریم و یاس
تعداد صفحه:۳۸۰
تهیه شده در انجمن نودهشتیا

WWW.98IA3.IR

خلاصه:
داستان من زندگی یه دختر رو روایت می‌کنه. دختری مثل من دختری مثل تو، دختری که جنسش ظریف و شکننده‌ست! توی وجود رستای قصه‌ی من صبوری و مهربونی موج میزنه. رستای من می‌تونه با قلب مهربونش عاشق بشه. می‌تونه عشق رو جار بزنه؛ ولی مگه عشق بی‌دردسرم داریم؟ دختر قصه‌ی من عاشق میشه، عذاب می‌کشه و خسته میشه غافل از این‌که عاشق، تنها نمی‌مونه…

ادامه مطلب

دانلود رمان جنجال زندگی نودهشتیا

دانلود رمان جنجال زندگی نودهشتیا

دانلود رمان جنجال زندگی نودهشتیا

دانلود رمان جنجال زندگی نودهشتیا

دانلود رمان جنجال زندگی نودهشتیا

((بسم الله الرحمن الرحیم))
نام کتاب:‌ جنجال زندگی«فصل یکم»
نویسنده: ستایش خاجو کاربر نودهشتیا
ژانر : عاشقانه، پلیسی، آمیخته به طنز
<<www.98ia3.ir>>

خلاصه:رمان جدید
اولین رمانم رو می‌خوام درباره زندگی دختری به اسم نورا بنویسم که در سن پونزده سالگی پدرش رو در یک تصادف از دست میده و بعد از اون، بدون سایه پدر با مادرش زندگی می‌کنه. نورا با توجه به علاقهای که به پلیس شدن و کارهای پر ریسک داشت، وارد دانشکده افسری نیروی انتظامی میشه. هدف اون از انتخاب این راه، برقراری امنیت و جلوگیری از گسترش جرائم و رفتارهای نابهنجار اجتماعی بود.

ادامه مطلب

دانلود رمان آنشرلی نودهشتیا

دانلود رمان آنشرلی نودهشتیا

دانلود رمان آنشرلی نودهشتیا

خلاصه :دانلود رمان
دانلود رمان آنشرلی اختصاصی نودهشتیا ساریسا دختری است که در خانواده ای با تفکرات قدیمی زندگی میکنه و او از کودکی از عیبی که به نظر خودش بزرگه داره رنج میبره ولی در این بین خانوادش مجبورش میکنن که با پسر دوست پدر بزگش ازدواج کنه….پایان خوش

ادامه مطلب

دانلود رمان گل نیلوفرم نودهشتیا

دانلود رمان گل نیلوفرم نودهشتیا

دانلود رمان گل نیلوفرم نودهشتیا

روی تخت دراز کشیده بودم و به گذشته فکر می کردم به بزرگترین اشتباه زندگیم .جملات شیما رو که سعی داشت منو دلداری بده با خودم مرور می کردم :انقدر ناراحت نباش و دنبال مقصر نگرد .اصلا من مقصرم که تو رو اونجا بردم . برو خدا رو شکر کن که حالت بهتره .اگه خدایی نکرده اتفاقی برات می افتاد من دو تا شون رو پای چوب دار میکشوندم و …شیما راست میگفت حالا همه چیز تمام شده ولی من خودمو مقصر می دونم چون به خودم اجازه داده بودم که بهش اعتماد کنم .ولی الان باید به فکر اینده ی خودم و بچه ها باشم .می خواهم این داستان فقط به صورت یک خاطره تلخ در دفترم بماند. ********* – شیما خودت می دونی که فردا باید پروژه ام رو تحویل بدم…

ادامه مطلب

دانلود رمان امید وصل نودهشتیا

دانلود رمان امید وصل نودهشتیا

دانلود رمان امید وصل نودهشتیا

نداشتم . کشان کشان آوردمش بیرون و به سمت ماشین بردم .وقتی به نزدیکی ماشین رسیدیم، کم کم داشت به خودش میومد و با من من گفت:ـ سمیرا… تو هم فرزادو دیدی؟ دیدی داشتن می شستنش؟… دیدی چه زود مرد؟ قیافشو دیدی چه زشت شده بود؟ حتما از بسکه منو اذیت کرده بود خدا اینطوریش کرده مگه نه؟؟؟با

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است