خانه » دانلود رمان جدید

دانلود رمان جدید

دانلود رمان پنج وارونه نودهشتیا

دانلود رمان پنج وارونه نودهشتیا

دانلود رمان پنج وارونه نودهشتیا

بسم الله الرحمن الرحیم
نام رمان: پنج وارونه
نام نویسنده: پریسا افسونگر
ژانر: عاشقانه

خلاصه:
زندگیم با ریتمی آرام اما پر از غم می‌گذرد؛ امید هایم ویران شدند وکامم طعم تلخی روزگار را می‌شناسد.
اما مزه عشق را هم می‌توان گفت: «چشیده ام» عشقی که به تنهایی از سیانور کشنده تر و از اسپرسو تلخ تر است.
که با حضور شخصی کمی شیرین می شود و ریتمی پر از هیجان به زندگیم وقلبم وارد می کند اما…
همیشه ریتم آرام یا تند نیست گاهی می‌ایستد و صدایش همه جا را با بوق هشدار پر می کند. هشدار برای تکرار جدایی

ادامه مطلب

دانلود رمان بغض کهنه نودهشتیا

دانلود رمان بغض کهنه نودهشتیا

خلاصه شم از این قراره که ماهان ( دختره ولی خودشو شبیه پسرا میکنه ( به دلایلی)) طی اتفاقاتی مجبور میشه به عنوان دانش اموز وارد مدرسه ی دبیرستان پسرانه ای بشه و بعد از گذشت یه مدت پسری به اسم یوسف ادیب رو بدزده !! ( فکر کن چه شود )

از یه طرف دیگه نیروی پلیس توسط جاسوساش متوجه این قضیه میشن و برای جلوگیری از این اتفاق دو سروان به نام علیرضا و سامان مامور میشن که به عنوان دانش اموز وارد همون مدرسه و کلاس بشن تا ماهان رو زیر نظر بگیرن !( یه جورایی اونو بپان) بعد از مدتی سامان متوجه میشه ک

داستان از زبان سه شخص : ماهان . علیرضا و سامان گفته میشه !!

ادامه مطلب

دانلود رمان تقدیرم نودهشتیا

دانلود رمان تقدیرم نودهشتیا

دانلود رمان تقدیرم نودهشتیا

نام رمان: تقدیرم
نام نویسنده: حدیث رسولی | hada_♡
ژانر: عاشقانه، پلیسی، طنز.
خلاصه: داستان تقدیر در رابطه با زندگی دختری که از بچگی عاشق پلیس شدن بوده و بالاخره بعد از رسیدن به این شغل مسیر زندگیش کلا عوض می‌شه.
مقدمه: از وقتی که حرف زدن رو یاد گرفتم، عاشق اسلحه شده بودم… از وقتی که راه رفتن رو یاد گرفتم عاشق پلیس شدن بودم…
نمی‌خواستم
این عشق را فاش کنم
ناگاه به خود آمدم،
دیدم همه کلمات راز مرا می‌دانند
این است که
هر چه می نویسم
عاشقانه ای برای تو می شود..

ادامه مطلب

دانلود رمان اجباری نودهشتیا

دانلود رمان اجباری نودهشتیا

دانلود رمان اجباری نودهشتیا

خلاصه‌ی رمان : کاش می شد برای چند ساعت مُرد…
آن وقت است که می فهمی چه شخصی برایت دق می کند…
چه شخصی ذوق می کند!! دلم ساعتی مردن و خواب آرام می خواهد؟
قسمت و بهره خیلی ها شده، نوبت من هم روزی خواهد شد؟…

ادامه مطلب

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

ای کاش محبت اثری داشته باشد معشوق ز عاشق خبری داشته باشد کو خنجر تیزی که کنم پاره جگر را قربان رفیقی که وفا داشته باشد

دستان قوی ای مرا از خاک سرد جدا کرد و هر کاری کردم نتوانستم خودم را از دست او رها کنم تا بتونم فقط یه بار دیگه مامانمو حس کنم. داد زدم: ولم کن، بذار منم بمیرم. چرا نمیذارید منم برم پیشش. کسی که دستان مرا گرفته بود، بغلم کرد وس عی میکرد آرومم کنه. صدای سینا برادرم بود که سعی میکرد منو تسلی بده، با اینکه میتونستم بغض رو توی صداش احساس کنم. -سادنا، عزیزم آروم باش. به خدا با این بیتابیات روح مامان هم اذیت میشه. این جوری براش بهتر بود تا کی می خواست رنج بکشه و …

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است