دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان خون برای خون نودهشتیا

دانلود رمان خون برای خون نودهشتیا

دانلود رمان خون برای خون نودهشتیا

دانلود رمان عاشقانه pdf

آوا برای گرفتن نمره قبولی سال آخر پزشکی مجبور میشود به دستور استادش…

دانلود رمان خون آشامان اصیل نودهشتیا

دانلود رمان خون آشامان اصیل نودهشتیا

دانلود رمان خون آشامان اصیل نودهشتیا

رمان تخیلی

خلاصه: داستان درباره دختری به اسم مرسده که تو دانشگاه عاشق پسری به نام مهرداد میشه که یه خون آشام از خاندان خون آشامان اصیله. طی اتفاقاتی مرسده به این موضوع پی می‌بره و با کشته شدن مهرداد مرسده هم می‌ره به چندهزارسال قبل یعنی دوران فرمانروایی اولین خون آشامه اصیل دیاکو و آغاز داستان اصلی عشق ابدیه مرسده و دیاکو…

دانلود رمان پسران پیت نودهشتیا

دانلود رمان پسران پیت نودهشتیا

دانلود رمان پسران پیت نودهشتیا

دانلود رمان تخیلی
خلاصه: دو برادر با دو سرنوشت متفاوت، سرنوشتی که هیچ یک در آن دخیل نبودند. دوستی و دشمنی که در رکاب هم می‌تازند، کدام یک از خط پایان می‌گذرد؟! نبرد دو برادر، رزمایش قدرت آب و آتش! کدام یک موفق خواهند بود؟ پدری سرسخت و غم‌خوار، پدری که جدال فرزندانش را داوری می‌کند. آیا او قاضی خوبی خواهد بود؟

دانلود رمان طعمه توهم نودهشتیا

دانلود رمان طعمه توهم نودهشتیا

دانلود رمان طعمه توهم نودهشتیا

نام رمان: طعمه توهم
نویسنده: «Ara» (هستی همتی) کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: معمایی، تخیلی، فانتزی، ترسناک
تهیه شده در انجمن نودهشتیا
دانلود رمان ترسناک
خلاصه: آن هنگام که درخشندگی‌‌اش به خاموشی می‌‌گراید و گرفتاری بُعد دومش را در انبوهی از سایه‌‌ها رقم می‌‌زند، گمراهی احاطه‌‌اش می‌‌کند و توهمات تاریکش در پس باریکه راهی، هدایتش را به سوی غایتِ پیچ و واپیچ خورده‌‌اش عهده‌‌دار خواهد شد…

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

ای کاش محبت اثری داشته باشد معشوق ز عاشق خبری داشته باشد کو خنجر تیزی که کنم پاره جگر را قربان رفیقی که وفا داشته باشد

دستان قوی ای مرا از خاک سرد جدا کرد و هر کاری کردم نتوانستم خودم را از دست او رها کنم تا بتونم فقط یه بار دیگه مامانمو حس کنم. داد زدم: ولم کن، بذار منم بمیرم. چرا نمیذارید منم برم پیشش. کسی که دستان مرا گرفته بود، بغلم کرد وس عی میکرد آرومم کنه. صدای سینا برادرم بود که سعی میکرد منو تسلی بده، با اینکه میتونستم بغض رو توی صداش احساس کنم. -سادنا، عزیزم آروم باش. به خدا با این بیتابیات روح مامان هم اذیت میشه. این جوری براش بهتر بود تا کی می خواست رنج بکشه و …

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • دلوین : عالی بود تشکر فراون...
  • ثمین : تنکس از شما عالی بیست بود...
  • فاطمه : عالی بود ممنون از سایتون...
  • تینا : تشکر از سایتونن بازم رمان بزارید...
  • فایزه : سلام خسته نباشید عالی بود ممنون...
  • شکوفه : واقعااااا ممنونم از شما...
  • فاطمه : دانلود شد تشکرررررر...
  • Kimia : با تشکر از نویسنده از قلم قویتون...
  • آتی : لینک دانلود برا من بود تشکر از سایتونن...
  • فاطمه : سلام ی کلام بگم براتون خیلی خوب بود...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.