خانه » دانلود رمان apk (صفحه ی 5)

دانلود رمان apk

دانلود رمان سلبریتی مغرور نودهشتیا

دانلود رمان سلبریتی مغرور نودهشتیا

دانلود رمان سلبریتی مغرور نودهشتیا

نویسنده : فاطمه رنجبر
ژانر : عاشقانه ، اجتماعی ، طنز
هدف : داشتن غرور دلیل انسان بودن نیست ، برای انسان بودن شعور لازم است نه غرور .
خلاصه: کسی که طرد شه از زندگی بیزار می شه تلخی ها و غصه ی عالم به دلش رجوع می کنه ، سخته طرد شی بخاطر عشقی که آخرش سرابه، وقتی به سراب می رسی و جای خالیش را می بینی اون وقته که خراب کردن پل های پشت سرت کار ابلهانه ایه.

مقدمه
چشم هام رو باز می کنم
به دوردست ها خیره می شم
جایی که ردپای عشقه
واقعی ، پاک ، زلال….
خیره می شم به آینده ای که غرور تو اون جایی نداره.
به چشم های خسته م نگاه کن ، صدام کن غرورت رو کنار بزن ، یک قدم فاصله بینمون رو کم کن تا به تماشای عشق بشینیم .کنار هم دست تو دست، شونه به شونه
. با هم بگیم تا عشق هست زندگی باید کرد .

ادامه مطلب

دانلود رمان دفترخاطرات آتش نودهشتیا

دانلود رمان دفترخاطرات آتش نودهشتیا

دانلود رمان دفترخاطرات آتش نودهشتیا

به نام او که همدمی است برای تنهایان

نام رمان: دفتر خاطرات آتش

نویسنده:Z.t

ژانر: تراژدی

خلاصه:
چَشم دوخته بر دفتر خاطرات. اشک در چشمانش حلقه می زند. می
خواند و می خندد و می گرید!
نوشته هایش بوی درد می دهند؛ بوی گس مرگ!
ورق می زند خاطرات تلخ زندگیِ آتش دوست داشتنی اش را

او هنوز در خاطر دارد، تازیانه هایی که بر تن آتشش خورده بود
را. هوای نبودنش سرد است!

ادامه مطلب

دانلود داستان لاله وباد نودهشتیا

دانلود داستان لاله وباد نودهشتیا

دانلود داستان لاله وباد نودهشتیا

داستان کوتاه:لاله وباد
ژانر:تخیلی؛ فلسفی
نویسنده:r/parisa
خلاصه: گاهی خودخواهی حتی در چهره ی یک عشق همه چیز را از ما می گیرد و دوست داشتن می شود عین دوست نداشتن …..
*****
صدای زوزه ی باد به گوشم می رسید وتنم را می لرزاند. به یاد آن روز افتادم؛ به یاد آن روزی که بدترین کار عمرم را انجام دادم…

ادامه مطلب

دانلود رمان بیست و سومین گل رز نودهشتیا

دانلود رمان بیست و سومین گل رز نودهشتیا

دانلود رمان بیست و سومین گل رز نودهشتیا

رمان بیست و سومین گل رز
نویسنده ملیکا دست جوان
به نام آنکه عشق را آفرید
« تقدیم به پدرمهربانم که تبسم گل است و
مادرعزیزترازجانم که گل تبسم اوست.»
مقدمه :
من تمام متن هایم را در وصف نیامدنت نوشته ام و اگر یک روز ناگهان ناباورانه سر برسی، دست خالی و حیرت زده از نویسنده بودن استعفا خواهم داد. نقاش می شوم و تا ابدیت نقش پروانه را به سینه های تمام قفس های دنیا خواهم کشید .

ادامه مطلب

دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود داستان درمورد مردی متاهل که یک زندگی معمولی رو داره باهمسرش میگذرونه اما یک حادثه مسیر زندگیشو عوض میکنه و…سال گذشته اما هنوز هیچی عوض نشده .

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است