خانه » داستان (صفحه ی 3)

داستان

دانلود داستان پیچیده در روزمرگینگی نودهشتیا

دانلود داستان پیچیده در روزمرگینگی نودهشتیا

دانلود داستان پیچیده در روزمرگینگی نودهشتیا

دانلود داستان پیچیده در روزمرگینگی نودهشتیا

دانلود داستان پیچیده در روزمرگینگی نودهشتیا

 

پیچیده در روزمرگینگی

(هانیه پروین)کاربر نودهشتیا

۰۹/۱۲/۹۹
ژانر : عاشقانه_ تراژدی
صفحه آرا: _Hadiseh_
طراح جلد: Aramis.R_G
ویراستار: هانیه پروین
تعداد صفحه:۲۲
تهیه شده در انجمن نودهشتیا

WWW.98IA3.IR

خلاصه:
دستان من هنوز برای نوازشِ سختی‌هایت ای دنیا، خیلی کوچک‌اند. پاهایم هنوز برای در چاله افتادن‌ها بسیار ظریف و شکننده‌اند. می‌ترسم… می‌ترسم دست و پایم کوتاهی کنند و من در آن مرداب سیاه فرو روم. ژرفای آن فرو رفتن کم نیست؛ شاید هم فرو ریزم!
اما وسعت مهری مرا خوهد ربود. وجودم را حل خود می‌نماید. نوری به رویم می‌تابد و من غرق در کُنه آن می‌شوم ولی اقیانوسی این نور را غرق می‌کند! گوش‌هایم را گرفتم تا صدایش را نشنوم! چشمانم را بستم تا تلاطم‌هایش را نبینم. قلبم را سِحر کردم تا از سنگ شود!
فقط کاش این آب غریق، پاک باشد…

ادامه مطلب

دانلود داستان ماژور نودهشتیا

دانلود داستان ماژور نودهشتیا

دانلود داستان ماژور نودهشتیا

دانلود داستان ماژور نودهشتیا

دانلود داستان ماژور نودهشتیا

ماژور
فاطمه السادات هاشمی نسب کاربر نودهشتیا

۵/۱۲/۹۹
ژانر : تراژدی، اجتماعی
صفحه آرا: فاطمه السادات هاشمی نسب
طراح جلد: SADAT.82
ویراستار: فاطمه السادات هاشمی نسب
تعداد صفحه: ۲۲
تهیه شده در انجمن نودهشتیا

WWW.98IA3.IR

خلاصه:
هر وقت از دردهایم می گفتم، آدم هایی پیدا می شدند تا آن جمله فلسفی را به زبان بیاورند…
درک می کنم!
اما نه، شما ها هیچ وقت درک نمی کنید و نخواهید کرد، اگر درک می کردید، من الان این گونه پریشان و دیوانه نبودم! مقصر اصلی این حال من، شماهایید…
درد و رنج و عذابی که در آن غوطه ورم، از صدقه سری شماهاست… ببینید، من رو ببینید و از حاصل کارها و رفتار هاتون خوشحال باشید…

ادامه مطلب

دانلود داستان نیل در آتش نودهشتیا

دانلود داستان نیل در آتش نودهشتیا

دانلود داستان نیل در آتش نودهشتیا

دانلود داستان نیل در آتش نودهشتیا

دانلود داستان نیل در آتش نودهشتیا

نیل در آتش
هانیه پروین(هانی پری)کاربر نودهشتیا

۳/۱۱/۹۹
ژانر : تخیلی_ عاشقانه
صفحه آرا: فاطمه السادات هاشمی نسب
طراح جلد: violet.17
ویراستار: هانیه پروین
تعداد صفحه:۲۵
تهیه شده در انجمن نودهشتیا

WWW.98IA3.IR

خلاصه:
تمام زندگانی‌ام هدیه‌ای‌ست که نیل به پادشاه و ملکه‌ی سرزمین‌مان ارزانی داشت. بند به بند لحظاتم گره به مصری خورده بود که حیاتش را ابتدا از نیل و خدای نیل، و سپس از من داشت. زیباترین سمفونی‌ای که تکرارش ذره‌ای از شکیل بودن‌اش نمی‌کاست. رودی که بر من می‌خروشید و به زادگاهم زندگی می‌دمید… اما چه شد که از من رو برگرفتی؟ چرا مرا ز خود می‌رانی؟
و چه شد که نیل به آتش کشید و کشیده شد؟!

ادامه مطلب

دانلود داستان بازگشت زمان نودهشتیا

دانلود داستان بازگشت زمان نودهشتیا

دانلود داستان بازگشت زمان نودهشتیا

دانلود داستان بازگشت زمان نودهشتیا

دانلود داستان بازگشت زمان نودهشتیا

بازگشتِ زمان!
کاربر نودهشتیا mahdiyeh82

۲۵/۱۱/۹۹
ژانر : داستان تخیلی
صفحه آرا: فاطمه السادات هاشمی نسب
طراح جلد: violet.17
تعداد صفحه: ۷۳
تهیه شده در انجمن نودهشتیا

WWW.98IA3.IR

خلاصه:
امروز را در دفترم می‌نویسم. برای آیندگانم. برای گذشتگانم. برای تمام کسانی که باور ندارند که گذشته، قدرت برگشت را دارد! آری. گذشته می‌تواند برگردد اگر شرایطش باشد. اگر ذهنت بخواهد. اگر عمیقاً آرزویش را داشته باشی. می‌توانی حتی تا هزار سال هم به عقب برگردی. همه‌چیز را ببینی. زندگی کنی. تو… می‌توانی تغییر بدهی. می‌توانی تاریخ را عوض کنی. می‌توانی آینده‌ای دیگر بسازی. به‌گونه‌ای که گویی هرگز در ناجوانمردی‌های روزگار مدرن زندگی نکرده‌ای. البته… این میان باید شانس خروج از حلقه‌ی زمان را هم داشته باشی. مبادا که در این حلقه، گیر کنی و هرگز بیرون نیایی. حتی اگر خودت بخواهی برگردی.

ادامه مطلب

دانلود داستان زنان ممنوعه نودهشتیا

دانلود داستان زنان ممنوعه نودهشتیا

دانلود داستان زنان ممنوعه نودهشتیا

دانلود داستان زنان ممنوعه نودهشتیا

دانلود داستان زنان ممنوعه نودهشتیا

زنان ممنوعه
دختر تابستان کاربر نودهشتیا

۲۸/۱۱/۹۹
ژانر : اجتماعی _ تراژدی
صفحه آرا: فاطمه السادات هاشمی نسب
طراح جلد: SADAT.82
ویراستار: افسون دانشمندی
تعداد صفحه: ۳۰
تهیه شده در انجمن نودهشتیا

WWW.98IA3.IR

خلاصه:
به راستی سخت نشده است ترجمه کردن تنهایی؟ مگر خط خوردن از اذهان دیگران به همین راحتی‌ست؟
روزی به چنان مقصدی می‌‌‌‌رسی که در پرتگاه دست‌‌‌‌هایش، وسوسه‌‌‌‌ی بودن یا نبودن درونت را می‌‌‌کاود!
تو می‌‌‌‌مانی و یک ترس عمیق، تو‌ می‌مانی و بی‌‌‌پروایی سطرهای مه آلود که از درد فراموشی‌‌‌ست!
تو ‌می‌‌‌مانی و هجی کلمات! نیلوفرهای آبی، رزهای قرمز، کاج‌‌‌های سبز و… و انسان‌‌‌های.‌.. ؟ به راستی انسان‌‌‌‌ها چه رنگی‌‌‌اند؟ رنگ خون؟ رنگ غرور؟ رنگ خودخواهی و یا شاید رنگ برتری!

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است