دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود داستان باد افراه نودهشتیا

دانلود داستان باد افراه نودهشتیا

دانلود داستان باد افراه نودهشتیا

نام داستان: باد افراه
نویسنده: الهام جعفری کاربر نودهشتیا
ژانر: عاشقانه_ تراژدی
تهیه شده در انجمن نودهشتیا
دانلود داستان کوتاه
خلاصه: دخترکی که گویا در خوشی غرق بود؛ اما ناگاه زندگی‌اش دگرگون می‌شود. دخترکی که در ناز و نعمت بزرگ شده اما به یک باره همه چیز برایش همچون قهوه تلخ می‌شود. حال نه تراول و نه هیچ چیز دیگر لبخند را بر لب هایش نمی‌آورد.

دانلود رمان کاریزما نودهشتیا

دانلود رمان کاریزما نودهشتیا

دانلود رمان کاریزما نودهشتیا

نام کتاب: کاریزما
نویسنده: سناتور کاربر نودهشتیا
ژانر: پلیسی، اجتماعی، تراژدی، عاشقانه
=زاویه دید: اول شخص-از زبان سه شخصیتِ مذکر داستان
تهیه شده در انجمن نودهشتیا
دانلود رمان پلیسی
توضیح نامِ رمان: کآریزمآ؛ شخصیتی است که به سبب ویژگی های ذاتی و یا کارهای شایسته ای که انجام داده، مورد ستایش مردم است. در زبان یونانی، از آن به عنوان قهرمان نام برده شده است.

دانلود رمان آغاز انتهای عشق نودهشتیا

دانلود رمان آغاز انتهای عشق نودهشتیا

دانلود رمان آغاز انتهای عشق نودهشتیا

نام کتاب: آغاز انتهای عشق
نویسنده: مریم پورعبدالهی کاربر نودهشتیا
ژانر: عاشقانه_ اجتماعی
تهیه شده در انجمن نودهشتیا
دانلود رمان اجتماعی
خلاصه: داستانمون راجب به دختری به اسم الهام که  از طریق برنامه‌ای عاشق پسری میشه که به سختی به  هم می‌رسن. مشکلاتی سر راهش پیش میاد که با کمک پسر حل می‌شه  ولی مشکلاتش تمومی ندارند حالا ببینیم چطوری از پس مشکلاتشون برمیان.

دانلود داستان پیچیده در روزمرگینگی نودهشتیا

دانلود داستان پیچیده در روزمرگینگی نودهشتیا

دانلود داستان پیچیده در روزمرگینگی نودهشتیا

نام کتاب: پیچیده در روزمرگینگی
نویسنده: هانیه پروین (هانی پری)
ژانر: عاشقانه_ تراژدی
تهیه شده در انجمن نودهشتیا
دانلود رمان عاشقانه
خلاصه: دستان من هنوز برای نوازشِ سختی‌هایت ای دنیا، خیلی کوچک‌اند. پاهایم هنوز برای در چاله افتادن‌ها بسیار ظریف و شکننده‌اند. می‌ترسم… می‌ترسم دست و پایم کوتاهی کنند و من در آن مرداب سیاه فرو روم. ژرفای آن فرو رفتن کم نیست؛ شاید هم فرو ریزم! اما وسعت مهری مرا خوهد ربود. وجودم را حل خود می‌نماید. نوری به رویم می‌تابد و من غرق در کُنه آن می‌شوم ولی اقیانوسی این نور را غرق می‌کند! گوش‌هایم را گرفتم تا صدایش را نشنوم! چشمانم را بستم تا تلاطم‌هایش را نبینم. قلبم را سِحر کردم تا از سنگ شود! فقط کاش این آب غریق، پاک باشد…

دانلود داستان ماژور نودهشتیا

دانلود داستان ماژور نودهشتیا

دانلود داستان ماژور نودهشتیا

نام کتاب: ماژور
نویسنده: فاطمه السادات هاشمی نسب کاربر نودهشتیا
ژانر: تراژدی، اجتماعی
تهیه شده در انجمن نودهشتیا
دانلود رمان اجتماعی
خلاصه: هر وقت از دردهایم می گفتم، آدم هایی پیدا می شدند تا آن جمله فلسفی را به زبان بیاورند… درک می کنم!
اما نه، شما ها هیچ وقت درک نمی کنید و نخواهید کرد، اگر درک می کردید، من الان این گونه پریشان و دیوانه نبودم! مقصر اصلی این حال من، شماهایید…
درد و رنج و عذابی که در آن غوطه ورم، از صدقه سری شماهاست… ببینید، من رو ببینید و از حاصل کارها و رفتار هاتون خوشحال باشید..

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • دلوین : عالی بود تشکر فراون...
  • ثمین : تنکس از شما عالی بیست بود...
  • فاطمه : عالی بود ممنون از سایتون...
  • تینا : تشکر از سایتونن بازم رمان بزارید...
  • فایزه : سلام خسته نباشید عالی بود ممنون...
  • شکوفه : واقعااااا ممنونم از شما...
  • فاطمه : دانلود شد تشکرررررر...
  • Kimia : با تشکر از نویسنده از قلم قویتون...
  • آتی : لینک دانلود برا من بود تشکر از سایتونن...
  • فاطمه : سلام ی کلام بگم براتون خیلی خوب بود...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.