دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی نودهشتیا

نام رمان : حریف سرنوشت نمیشی

به قلم : مونا.س

تعداد صفحات :۱۸۵

 خلاصه قسمتی از رمان

دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی مینا دختری جوونه که واسه آیندش برنامه های زیادی داره اما با تصمیم خودسرانه و ظالمانه پدرش حاکی از ازدواج اون با پسرکارفرماش ، تمام برنامه هاش نقش بر آب میشه . پدر شرط ازدواج نکردن مینا با اون پسر رو قبول شدن توی کنکور گذاشته اما اینجاست که قصه رنگ دیگری به خودش میگیره و حوادث اون جور که شما فکر می کنین پیش نمی ره….

دانلود داستان نبض موزیک نودهشتیا

نام رمان : نبض موزیک

به قلم : نازنین براتی

تعداد صفحات :۱۸

 خلاصه قسمتی از داستان

داستان: نبضِ موزیک(منِ دیوونه۲)

نویسنده: نازنین براتی
ژانر: تراژدی / عاشقانه
خلاصه:
دختر قصه ما قوی هست؛ ولی دلش نیست! احساسش نیست!
سعی می کند خوب باشد، برای عشقش، تمام زندگیش؛ ولی او نمی بیند!
پس چه می شود عشق میان این دو، با این همه تناقض؟!

دانلود رمان خواب های من نودهشتیا

نام رمان : خواب های من

به قلم : ensieh-oof

تعداد صفحات :۱۴۳

 خلاصه قسمتی از رمان

دانلود رمان خواب های من دختری به نام سارا خواب های عجیبی می بینه.فکر کنید که اگر این خواب ها به واقعیت بپیونده چی می شه ؟ آیا سارا توانی مقابله با مشکلات ودنیای متفاوتی با اون می شه رو داره ؟ می تونه از خودش بقیه دفاع کنه؟بنظرتون سارا با برخورد با اونموجودات که تو خواب بودن حالا به واقعیت پیوسته چکار می کنه ؟

دانلود رمان تابوی ماه نودهشتیا

قنام رمان: تابوی ماه
نویسنده: مریم خسروی کاربر انجمن نودهشتیا
طراح جلد: هستی میردریکوند
ژانر: عاشقانه،تراژدی
خلاصه: محبت و دوست داشتن، گاه تاوان سنگینی دارد. تاوانی به قیمت آوارگی و تنهایی…دوست داشتنِ آدم های اشتباهی، او را از اوج به زیر می کشد! تاوان گناهش را به سنگینی پس خواهد داد. روز و شب درد را به تار و پود روحش می نوازد، اما آینده سخت در حال غافلگیریِ اوست! در انتهایی ترین نقطه و در قلبِ خوشبختی، سیاهی بر تمام روز هایش چیره می شود و دیوِ بدبختی، به پوستِ احساساتش چنگ می اندازد!

دانلود رمان روح نودهشتیا

نام رمان : روح

به قلم : مهسا

تعداد صفحات :۳۷

 خلاصه رمان

رمان در مورد یک مادر و دختره که به یک عمارت متروکه می روند و اونجا با یک روح رو به رو می شوند زندگیمون داشت خوب پیش میرفت حتی بدون پدرم ,تا اینکه مادرم شغلشو از دست داد و تصمیم گرفت که برای مدتی به عمارت قدیمیه پدرِ, پدر بزرگش که من تا به حال ندیدیمش و کوچیک ترین اطلاعی درموردش ندارم بریم تا از شر اجاره

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • هانی پری : ممنونم از لطف‌ و نگاه گرمی که لایق دونستین...
  • VIOLET.17 : پری دریایی-^ مبارکه قشنگ ویو*-*...
  • n : ممنون از همراهی صمیمانه‌ات عزیزجان هانی❤...
  • Narges.85 : خیلی خیلی داستان زیباییست و از همه بهتر، قلم توانا و بی‌نظیر شماست که باعث میشه...
  • P.n : هیچ کلمه ای نمیتونه رمانت رو توصیف کنه جان دلم:)) اثار قلمت خیلی دوست داشتنیه و...
  • کاکائو : زیباست...
  • ماهی : عالی...
  • admin : دوست عزیز این لینک دانلود نداره برای معرفی هست...
  • admin : سلام عذر میخوام سایت رو پالایش میکنیم ب زودی میزارم لینکشو...
  • helia : هرچی ازش تعریف کنم کم گفتم واقعا زیبا بود خسته نباشی...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.