دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

نام کتاب:‌ دردهای ناگفته
نویسنده: شیدا _کاربر انجمن نودهشتیا
مقدمه: دردهای نا گفته زیاد هستند. البته در ابتدا درد نبودند، بیماری نبودند
در انتها درد شدند آنهم با بازگو نکردنشان. شکست به آسانی.
دلم را می گویم مثل گلدان ارکیده لب پنجره اتاقم…
صدای شکستنش بلند بود ، آنقدر که گوش هایم از صدایش بی حس شدند…
شوکه نگاهش کردم…
باورم نمیشد این حرفها را روزی از زبان او بشنوم…
***

دانلود رمان رینگ و عشق نودهشتیا

دانلود رمان رینگ و عشق نودهشتیا

دانلود رمان رینگ و عشق نودهشتیا

نام رمان: رینگ و عشق
نویسنده: مریم خسروی کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: عاشقانه، درام
خلاصه: در آن سوی دنیای انسان ها، دنیایی است پاک و ناب برای عاشقانِ دلباخته! این رمان داستان دختری خشن و بی احساس رو روایت می‌کنه؛ در گذشته اتفاقات تلخی براش افتاده و حالا ورق زندگی اش برگشته؛ همراه من باشید تا سرنوشت پر رمز و راز این دختر رو بدونید…!

دانلود رمان مومیایی نودهشتیا

دانلود رمان مومیایی نودهشتیا

دانلود رمان مومیایی نودهشتیا

نام کتاب: مومیایی
نویسنده: PEGAH
آخرین بشقابی را که خشک میکنم و توی کابینت میگذارم پایانی می شود بر میهمانی خسته کننده و عذاب اور امشب دستا هایم را از دو طرف می کشم و از اشبزخانه بیرون میرم کمرم درد میکنه اما چندانی ندارم ساعت شما طه دار صفر را نشان می دهد ساعت صفر را قلبم ضربان میگیرد از اینکه همه چیز

دانلود داستان راز پنهان نودهشتیا

به نام آفریدگار جهان، که آفرید گیاه بابونه را درآن”

نویسنده: فاطمه زارع

داستان کوتاه/گیاه بابونه

ژانر: علمی/پزشکی

هدف: آشنایی با خواص و کاربرد گیاهانی؛ که در پزشکی و درمان برخی بیماری ها چون دارو عمل می کنند اما در چشم، چیزی جز یک گیاه نیستند…

دکلمه صوتی با خاکستر دلم نوشت خدافط

دکلمه صوتی با خاکستر دلم نوشت خدافط

دکلمه صوتی با خاکستر دلم نوشت خدافط

نام داستان صوتی: با خاکستر دلم نوشت خداحافظ
نویسنده: ملیکا ملازاده کاربر نودهشتیا
فکر کنم سه شنبه بود، عجیب ترین سه شنبه ی عمرم. اون روز رو هیچ وقت از یاد نمی برم؛ داشتم می نوشتم. اره مثل همیشه، انگشتای بلند و کشیدم رو دکمه های صفحه کلید بالا و پایین می رفت. پدرامو می ساختم و ادامه ش می دادم، آزارش می دادم، به در و دیوار می کوبوندمش بخاطر یک لقمه نون، عزیزانشو ازش می گرفتم، تنهاش می کردم، با عشق کتک خوردنشو شکل می دادم و …
یک لحظه کلمه هایی رو صفحه ی ورد نقش بست
-چرا انقدر اذیتم می کنی؟

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • دلوین : عالی بود تشکر فراون...
  • ثمین : تنکس از شما عالی بیست بود...
  • فاطمه : عالی بود ممنون از سایتون...
  • تینا : تشکر از سایتونن بازم رمان بزارید...
  • فایزه : سلام خسته نباشید عالی بود ممنون...
  • شکوفه : واقعااااا ممنونم از شما...
  • فاطمه : دانلود شد تشکرررررر...
  • Kimia : با تشکر از نویسنده از قلم قویتون...
  • آتی : لینک دانلود برا من بود تشکر از سایتونن...
  • فاطمه : سلام ی کلام بگم براتون خیلی خوب بود...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.