دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان پرستار عاشق نودهشتیا

خلاصه: دختری آرام و پاک از جنس نسیم ، پسری زخم خورده از جنس تنفر و غرور ، عشقی که قلب دو فرد متفاوت را بهم پیوند زد ، اما دست سرنوشت انگار تازه داشت سختی هایش را به روی آنها می آورد ….
مقدمه : و عشق پزشک حاذقی است !

دانلود رمان جدید

داستان کلبه وارونه نودهشتیا

پاهایم جوری درد میکرد که گویی صدها کیلومتر راه رفته بودم.
کمرم به قصده تکه تکه شدن مرا می آزرد و هرکه نمی دانست، گمان میکرد کوه ها جا به جا کرده بودم.
اما باز هم بی حیایی ام گل کرده بود و دلم اندکی شیطنت می طلبید.
در حالی که از فرط خستگی، نفس نفس میزدم، دو دستم را به پیشانی ام تکیه دادم و سایه بانی درست کردم تا نوره سوزنده آفتاب، چشم هایم را نیازارد.
نمیدانم سراب میدیدم یا دیوانه شدم اما هرچه بود‌، کلبه ای به این زیبایی وسط بیابانِ خشک و گرم، طبیعی نبود!
آهسته سمتش قدم برداشتم و با دست هایم، عرق را از سرو گردنم ربودم.

دانلود رمان جدید

دانلود رمان فرار از خواب نودهشتیا

 

تا به حال دیده اید کسی از خواب فرار کند؟ از شب؟!

مردی به حال اقرار، پیر شده در ایام جوانی! مردی مرموز و بی رحم سالهاست که به دنبال گمشده ایست که از گذشته هایش گم کرده. در این راه از هیچ مانعی باکی ندارد. با تمام جاذبه ها و خطر ها میجنگد. به خیال خود با خدا میجنگد!
اما یک شب…همه چیز زندگی او تحت الشعاع قرار میگیرد.
باید دید اینبار چه کسی پیروز میشود. روزگار بر او غلبه میکند یا او بر روزگار.
“رمان فرار ازخواب”
“مریم سارابه”

دانلود رمان جدید

داستان مجازی اما واقعی

در گذر این روزها و مشکلات، فکری به ذهنش رسید “نوشتن برای خالی شدن”

پس تلاش کرد، پیگیر شد و شروع کرد. اولین نوشته اش را به نمایش گذاشت. در میان افرادی که به متن های او واکنش نشان دادن، پسری را دید…تعجب کرد. اما ناخودآگاه لبخندی بر لبانش نشست. فکر اینکه جنس مخالفی به او و نوشته هایش توجه دارد، او را غرق شادی کرد. خب ساده بود و تنها…او گناهی نداشت، فقط کمبود محبت و تنهایی را با تک تک سلول هایش حس می کرد. روزها گذشت و دخترک به آن پسر مجازی کم کم دلبسته شد. می نوشت به امید خواندن او، آمدن به خصوصی اش و تعریف و تمجید از او و نوشته هایش…شاید همه آن نوشتن ها بهانه بود برای صحبت کردن با آن پسرک مجازی…

دانلود رمان جدید

دانلود رمان کتونی های من نودهشتیا

 

ژانر: تخیلی-طنز تن از بزرگواران و اونا کسی نیستن جز ۵ فقط به خاطر ، خلاصه-مدرسه ای از جنس شیطنت . که آتیش پاره ترین ها جلوشون کم آوردن، گروه ک-ت-و-ن-ی. گروهی کسی رو را ۷-۰۳ به ما چه که بعد ساعت ، مقدمه – مثل همیشه دزدکی وارد سالن شدیم ، نمیدن ؛کیف هامون رو رو صندلی ول کردیم و روی صندلی نشستیم ما تنها کسایی بودیم که وقت صف تو کلاس بودیم نمیدونی منظره ی پشت شیشه وقتی که تمام بچه ها مظلومانه بهت نگاه میکنن چه قدر قشنگ تر!!

دانلود رمان جدید
تبلیغات
تبلیغات
امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • هستی : لینک دانلود گذاشتین؛اما چیزی برای دانلود نیست...
  • niayesh1389 : نسترن عزیزم زحمت کش انجمن رمانت فوق العاده و بسی زیبا بود برات آرزوی موفقیت، سلا...
  • admin : سلام روی کادر قرمز رنگ دانلود با فرمت پی دی اف بزنید...
  • بی نام : سلام خیلی قشنگ بود اینکه احساسش واقعی بود و واقعا به حال افتاب گریه کردم خسته نب...
  • پری : من فصل اولشو خوندم عالی بود اما متاسفانه نتونستم هنوز فصل دومشو بخونم دان نمیشه...
  • shirin : سلام شب شما بخیر تبریک بابت قلم زیباتون تا اینجا که از قلم نویسنده لذت بردم موضو...
  • مهری : رمان خوبی بود از این جهت که به واقعیت نزدیک تر بود و مثل خیلی از رمانا تخیلی و ت...
  • ریحانه محمدی : داستانش زیبابود به خصوص که تجربه ای از احتیاط بیشتر یک زن در مواجه با مرد غریبه...
  • طبیه شیرازی : خیلی قشنگ بودومتفاوت ممنون...
  • مهسا : متاسفانه من نمیدونم چرا نمیتونم دانلود کنم نسخه PDF رو شما کمکم میکنید؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.