دانلود رمان | نودهشتیا مرجع رمان رایگان با لینک مستقیم

دانلود رمان به گمونم دل من رفته به باد نودهشتیا

photo 2021 06 27 14 04 20 300x300 - دانلود رمان به گمونم دل من رفته به باد نودهشتیا

دانلود رمان به گمونم دل من رفته به باد نودهشتیا

دانلود رمان عاشقانه pdf

خلاصه: پناه چهار ماه بعد از فوت همسرش متوجه میشود که باردار است.  و او حالا با فرزندی ک پدری ندارد چه باید بکند؟

پیشنهاد ما
رمان سقوط صورتی (جلد یک) | «Ara» کاربر انجمن نودهشتیا
رمان گابلین| سحرصادقیان کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از رمان

_پانی فردا دو تا شاگرد دارم تو که اذیت نمیشی. رقص عروس دارن.
_ الهی بمیرم که شدم بار روی دوشت تو باید دو شیفت کار کنی بعدم کار تایپ قبول کنی اون وقت من بخورم و بخوابم.

_ غلط کردی بخوری و بخوابی از این به بعد کارای تایپ رو میدم تو انجام بدی کم کم دستت تند میشه کارای ترجمه هم قبول میکنم که تو خونه انجام بدی. پانی باید بجنگیم برای زندگیمون این روحیه گُه مرغی رو هم بزار کنار. بسه هر چی ماتم گرفتی زندگی شوخی بردار نیست.

میدونم تو تازه کاوه رو از دست دادی و روحیه درستی نداری ولی واقعا من نمیرسم پانی خودتم میدونی که تعارف و مراعات بلد نیستم پس ناراحت نشو. باید از الان پس انداز کنیم هم برای زایمانت هم برای وسایل بچه.

من کسی نیستم که دست جلو دیگران دراز کنم تو هم نیستی. پس از الان باید خودمون رو جمع و جور کنیم اوکی؟ هان چی باز؟ به خدا زر زر کنی زدم تو دهنتا.

اومد سمتم و تو بغلش فرو رفتم :
_ اگر نداشتمت باید چه خاکی تو سرم میریختم.
_ هیچی خاک باغچه. برو اون طرف ببینم برنجم شل شد.
پانی رو از بغلم جدا کردم و نامحسوس اشک گوشه چشمم رو گرفتم.

سفره رو جمع کردم و سریع حاضر شدم برسم به کلاس رقصم. دیر میرفتم صدای مژگان در میومد اصلا حوصله غرغر کردنش رو نداشتم.
_داری میری پرپر.
_ اره دارم میرم دیر برسم مژگان نق میزنه به جونم تازه صد دفعه گفته از کارت راضیم، وگرنه عذرت رو میخواستم خودشم میدونه من اون باشگاهش رو میچرخونم. فعلا رفتم.
_ مواظب خودت باش.
_ اوکی فعلا. بوس و بغل.

رسیدم باشگاه. در رو که باز میکردی از همون اول باید با همه سلام علیک میکردی محیط باشگاه رو دوست داشتم بهم انرژی میداد. فقط بعضی وقتا تحمل این دخترای لوس بالا شهری برام سخت بود. باشگاه مژگان تو یکی از منطقه های بالا تهرون بود‌.

قبلا برام خیلی سخت بود چون خونه ای که من و پناه میتونستیم و اجاره کرده بودیم تو منطقه های پایین و جنوب تهران بود. ولی کاوه خدا بیامرز این خونه ای که الان داخلش مستقر بودیم رو برامون رهن کرده بود و تقریبا به باشگاه نزدیک بود.

ولی خدا رو شکر مدت رهن خونه یک ساله بود و به دلیل رهن بالایی که داده بودیم اجاره هر ماه چیز زیادی نبود ولی بالاخره باید فکرش رو میکردیم.

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان پلیس‌های شیطون پسرهای معروف نودهشتیا
دانلود رمان آغوش کاکتوس نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: به گمونم دل من رفته به باد
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: فاطمه ناصری
  • طراح کاور: H.sh.30
لینک های دانلود
https://98ia3.ir/?p=12179
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • مائده شعبانی
    پنج‌شنبه 2 سپتامبر 2021 | 8:53 ق.ظ

    اخه چرا این رمان انقدر عشقهههه

  • نازی دربیدی
    پنج‌شنبه 9 سپتامبر 2021 | 7:14 ب.ظ

    سلام من این رمان و میخوام میشه توی اینستاگرام بهن دایرکت بدی یا توی تلگرام برام فایلش بفرستی هر کار میکنم دانلود نمیشه
    اینستا @nzy_268
    تلگرام @bsh_da

  • هنگامه
    سه‌شنبه 23 نوامبر 2021 | 6:48 ق.ظ

    سلام
    مرسی از سایت خوبتون

  • هنگامه
    سه‌شنبه 23 نوامبر 2021 | 6:50 ق.ظ

    مررررررررررسی از نویسنده رمان محشره

  • هنگامه
    سه‌شنبه 23 نوامبر 2021 | 6:51 ق.ظ

    خیلی قشنگ بود

  • حیدری
    پنج‌شنبه 20 ژانویه 2022 | 4:00 ب.ظ

    چرا دانلود نمیشه؟

  • حیدری
    پنج‌شنبه 20 ژانویه 2022 | 4:00 ب.ظ

    چرا رمان دانلود نمیشه؟

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات متنی
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع رمان رایگان با لینک مستقیم " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.