دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دکلمه صوتی بانوی قاتل نودهشتیا

نام داستان : بانوی قاتل

نویسنده : اعظم

ژانر: ترسناک ، تخیلی

خلاصه : دختر داستان ما قلبش پر از نفرت شده است، از کسانی که اطرافش هستند… او کار هایی می کند که در این زندگی نه، ولی در زندگی بعدیش پشیمان می شود! او به بانوی قاتل تبدیل می شود! کار هایی می کند که دست خودش نیست، ولی او تبدیل به یک انسان بی قلب شده و کاری نمی تواند بکند… خون را دوست دارد!

هدف: نفرت باعث می شه که قلب انسان نابود بشه؛ نفرت رو از زندگیتون بیرون کنید !

مقدمه: تاریکی قلبش را می گیرد و انسانی دیگر به وجود می آید… این سیاهی از نفرت آمده است… سیاهی، نفرت قلبش را از بین می برد و شیطانی ظالم به وجود می آورد… خون برایش زیباترین چیز است و از دیدنش لذت می برد! آری خـون !

با عصبانیت لگدی به پاش زدم و گفتم :
– تو خیلی خرفتی !
مامانم وارد اتاق شد و با اخم گفت :
مامان – الیزابت بسه دیگه! خواهرت خیلی کوچیکه و تو نباید باهاش این جوری رفتار کنی!

رز با بغض به سمتش رفت و گفت :
رز _ مامان اون بهم گفت خرفت !
مامانم با اخم بهم نگاه کرد و گفت :
مامان _ امشب با بابات حرف می زنم؛ وقتشه که یک تصمیم جدی برای این رفتار زشتت بگیریم …
با حرص داد زدم

من – ولی من که کاری نکردم؛ همش تقصیره …
مامانم به اتاقم اشاره کرد و با عصبانیت داد زد :
مامان _ برو توی اتاقت و تا وقتی که بهت نگفتم، بیرون نیا!
با دو به سمت اتاقم رفتم و در رو محکم بستم، خودم رو روی تختم انداختم و با بغض گفتم :
من – از همتون متنفرم! کاش بمیرید!

درد بدی رو توی قلبم احساس کردم… عروسکم رو برداشتم و با خشم، موهاش رو کشیدم و به کنار اتاق پرتش کردم. به سمت کمدم رفتم و یک دفتر برداشتم؛ بر روی تختم دراز کشیدم… روی کاغذ خط خطی کردم، تا کمی حالم بهتر بشه… با صدای مامانم به خودم اومدم

پیشنهاد ما

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
پخش آنلاین صوتی
https://98ia3.ir/?p=4746
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
  • Narges.sh : داستانی بسیار خوب و تراژدی نابی بود. قلم زیباتون سبب شد از خوندن این داستان نهای...
  • عاطفه شعبان پور : سلام جانم این رمان در حال حاضر فقط در همین صفحه برای دانلود قرار داره که میتونید...
  • عاطفه شعبان پور : سلام خیلی ممنون بنظرم اگر منت بگذارید ئ مطالعه کنید بهتره تا من بخوام بگم پایانش...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : فدات بشم الیف مهربونم...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : ممنونم ازت خوشگل من...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.