دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

نام کتاب:‌ دردهای ناگفته
نویسنده: شیدا _کاربر انجمن نودهشتیا
مقدمه: دردهای نا گفته زیاد هستند. البته در ابتدا درد نبودند، بیماری نبودند
در انتها درد شدند آنهم با بازگو نکردنشان. شکست به آسانی.
دلم را می گویم مثل گلدان ارکیده لب پنجره اتاقم…
صدای شکستنش بلند بود ، آنقدر که گوش هایم از صدایش بی حس شدند…
شوکه نگاهش کردم…
باورم نمیشد این حرفها را روزی از زبان او بشنوم…
***

بغضم در گلویم حبس شد ، ماتم برد، از یاد بردم بغضم را چگونه بشکنم…
آب دهانم را به سختی به پایین فرستادم…
گلویم عجیب رد داشت…
دهانم را باز و بسته کردم هر چه سعی کردم حرفی نتوانستم بزنم…
تنها یک چیز توانستم بگویم…
یعنی فقط من اضافی بودم……
***

یعنی در این دنیای بزرگ جایی برای من وجود ندارد….
پس چگونه میگویند انسان به وجود آمد تا زندگی کند ، ما که داریم تیکه های کوچک روح مرده مان را جمع میکنیم و با خود حمل میکنیم…
مگر زندگی کردن در این دنیا فقط برای جسم می باشد…
گلویم عجیب تیر میکشید زمین دور سرم میچرخید با صدای در اتاقم سرم را بالا آوردم نگاه کردم چشمم چیزی را نمی دید سایه ای محو بود، چشم هایم را مالش دادم ، با شنیدن صدایم شوکه شدم گرفته بود همانند دلم…..
ازم پرسید چی شده چرا دوباره صدای دعواتون بلند شده باز دوباره چیکار کردی..
این را که شنیدم بیشتر از قبل شکستم لبخندی زدم که خودم فقط میدانستم تا چه قدر بوی مرگ و ناامیدی می دهد و گفتم هیچی ببخشید این دفعه هم من مقصر بودم،فقط برو برو نمک به زخمم نپاش.
سری تکان داد و رفت چراغ را خاموش کردم به کنج اتاقم پناه بردم ، نگاهی به قفسم انداختم در نظرم زیبا ترین زندان دنیا بود…..
گوشیم رو برداشتم

پیشنهاد نودهشتیا
رمان ویان| بیتا فولادی کاربر نودهشتیا
سیاه به رنگ بخت | Melika_sh کاربر انجمن نودهشتیا 

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
https://98ia3.ir/?p=4728
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
تبلیغات
امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • هستی : لینک دانلود گذاشتین؛اما چیزی برای دانلود نیست...
  • niayesh1389 : نسترن عزیزم زحمت کش انجمن رمانت فوق العاده و بسی زیبا بود برات آرزوی موفقیت، سلا...
  • admin : سلام روی کادر قرمز رنگ دانلود با فرمت پی دی اف بزنید...
  • بی نام : سلام خیلی قشنگ بود اینکه احساسش واقعی بود و واقعا به حال افتاب گریه کردم خسته نب...
  • پری : من فصل اولشو خوندم عالی بود اما متاسفانه نتونستم هنوز فصل دومشو بخونم دان نمیشه...
  • shirin : سلام شب شما بخیر تبریک بابت قلم زیباتون تا اینجا که از قلم نویسنده لذت بردم موضو...
  • مهری : رمان خوبی بود از این جهت که به واقعیت نزدیک تر بود و مثل خیلی از رمانا تخیلی و ت...
  • ریحانه محمدی : داستانش زیبابود به خصوص که تجربه ای از احتیاط بیشتر یک زن در مواجه با مرد غریبه...
  • طبیه شیرازی : خیلی قشنگ بودومتفاوت ممنون...
  • مهسا : متاسفانه من نمیدونم چرا نمیتونم دانلود کنم نسخه PDF رو شما کمکم میکنید؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.