دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان چهار به علاوه چهار نودهشتیا

دانلود رمان چهار به علاوه چهار نودهشتیا

دانلود رمان چهار به علاوه چهار نودهشتیا

دانلود رمان طنز
خلاصه: رمان ما در رابطه با یک اکیپ دخترونه هست که سعی دارن توی دو هفته روی چندتا پسر رو کم کنند! خوندنش خالی از لطف نیست، امیدوارم خوشتون بیاد و اگه کم کاری شده ببخشید.

مقدمه: تا به حال به عدد چهار دقت کردی؟ معنی درست آن جفت چشمان من و جفت چشمان توست!

پیشنهاد ما
داستان بیست ثانیه به خیانت🚫 | سحر راد کاربرنودهشتیا
رمان سرپناهی دیگر | غزل.م کاربر انجمن نودهشتیا

کمتر از ده دقیقه دیگه هواپیما به پرواز در می‌اومد و من همین لحظه باید می‌رفتم دستشویی!
بدو بدو رفتم سمت دستشویی که همون لحظه به یه چیز سفت برخوردم؛ سرم رو آوردم بالا و به پسری که رو به روم بود، زل زدم و گفتم:
_مگه کوری؟!
اخمی کرد، یه چشم غره اساسی بهم رفت و گفت:
_من کورم یا تو! چشم هات رو باز کن. انقدر عجله داری که هیچ چیز رو نمیبینی!
خواستم از کنارش رد بشم که یهو گفت:
_دختره روانی احمق، با این پدر و مادری که تربییتش کردن.
برگشتم سمتش و گفتم:
_درمورد خانواده من درست صحبت کن
و با صورت رفتم تو دماغش! آخی گفتم و وسایل جفتمون پخش زمین شد، لامصب دماغ که نیست گرز ثوره!
سریع با درد بلیطم رو برداشتم و داخل کوله ام گذاشتم و بدو بدو راهی دستشویی شدم
ولی تا به مقصد رسیدم صدایی رو شنیدم:.
از تهران به مقصد کیش به حرکت دراومد. «IR655» پرواز مسافر بری شماره۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر با شناسه
ای بابا باز جا موندم!
حالا باید چیکار کنم؟ نگاهی به بلیطم کردم و دیدم این بلیط اصلا به اسم من نیست! وای بلیط اون پسره هست! بدو بدو رفتم و دنبالش گشتم و یهو دوباره خوردم به چیزی؛ سرم رو آوردم بالا تا یه فحش درست و حسابی بدم که دیدم همون پسره هست!
سریع گفتم:
_ آقا بلیطتتون!
با اخم بلیط رو گرفت و گفت:
_ دیگه به دردم نمیخوره !
سریع جبهه گرفتم و گفتم:
_ چی میگی؟ من تو ی شهر غریب تک و تنها از پرواز جا موندم و خانواده ام الان رفتن کیش بعد تو طلبکاری!

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود داستان یورا بالرین آبی نودهشتیا
دانلود دلنوشته بوی عشق نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: چهار به علاوه چهار
  • ژانر: عاشقانه_ طنز
  • نویسنده: حدیث رسولی
  • ویراستار: sania pz
  • طراح کاور: Fa.m
  • تعداد صفحات: 131
  • منبع تایپ: انجمن نودهشتیا
https://98ia3.ir/?p=11533
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
  • Narges.sh : داستانی بسیار خوب و تراژدی نابی بود. قلم زیباتون سبب شد از خوندن این داستان نهای...
  • عاطفه شعبان پور : سلام جانم این رمان در حال حاضر فقط در همین صفحه برای دانلود قرار داره که میتونید...
  • عاطفه شعبان پور : سلام خیلی ممنون بنظرم اگر منت بگذارید ئ مطالعه کنید بهتره تا من بخوام بگم پایانش...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : فدات بشم الیف مهربونم...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : ممنونم ازت خوشگل من...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.