دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان پا به پای تو نودهشتیا

دانلود رمان پا به پای تو نودهشتیا

دیدمش، مثل دفعه های قبل. پشتش به من بود و انگشتشو به طرف روبه رو گرفته بود. ولی من به جز اون هیچی
نمیدیدم. روبه روش هیچی جز تاریکی نبود! موهای سیاه و نیمه بلندش رو بی نظم و ترتیب دور و برش ریخته بود
و یه پیرهن بلند سفید تنش بود. به شاخه گل رزی که توی دستم بود نگاه کردم. ربطش رو به دختری که روبه روم |
بود نمیفهمیدم. ولی میدونستم یه ربطی داره… – آرتمیس آرتا! با صدای استاد مک هیل تمام
فضای دور و برم محو شد. «بر خرمگس معرکه لعنت!» سرمو از روی میز بلند کردم و زل زدم تو چشمای آبی و
خون گرفته ی استاد مک هیل. از عصبی شدنش لذت میبردم. بی هیچ ترسی گفتم: بله استاد؟ – به نظر تو کلاس
جای خوابیدنه؟ – فکر نمیکنم پس چرا سر کلاس خوابیدی؟ حق به جانب گفتم: شما خسته کننده درس میدین،
منم خوابم گرفت. اینو که گفتم کلاس از خنده منفجر شد!!! مک هیل داد زد: ساکت! همه در سکوت مطلق
فرو رفتن. آقای مک هیل رفت سمت میزش و به جرعه از لیوانش که پر از خون مرغوب و خوشرنگ بود، نوشید و
گفت: بریم سر درسمون و شروع کرد به درس دادن. پانیذ سقلمه یی به بازوم زد. من چیه؟ – این کارا رو نکن!
از مدرسه میندازنت بیرونا غلط میکنن! بهترین نمره های کلاسو من دارم! بندازنم بیرون خودشون ضرر میکنن؟
آهی کشید: – کاش منم مثه تو بودم. نمره های عالی و اخلاق افتضاح! عجبا! افتضاح خودتی و جد و
آبادت! و یه دونه محکم (البته به شوخی) زدم رو دستش. پانیذ بی اختیار گفت: آخ! مگ هیل برگشت سمتمون و
تحدید آمیز گفت: من دیگه نمیتونم شاگردی مثل تورو تو کلاسم تحمل کنم آرتا! یه جوری میگه انگار من آرزومه

 

 

پیشنهاد:

دانلود رمان پا به پای تو نودهشتیا

دانلود رمان تب داغ گناه نودهشتیا

دانلود رمان مرکب سیاه چشمانش نودهشتیا

دانلود رمان دختر اشوب نودهشتیا

دانلود رمان دون جووانی نودهشتیا

 

 

 

دانلود فایل  PDF

  • اشتراک گذاری
  • برچسب ها:
https://98ia3.ir/?p=490
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
  • Narges.sh : داستانی بسیار خوب و تراژدی نابی بود. قلم زیباتون سبب شد از خوندن این داستان نهای...
  • عاطفه شعبان پور : سلام جانم این رمان در حال حاضر فقط در همین صفحه برای دانلود قرار داره که میتونید...
  • عاطفه شعبان پور : سلام خیلی ممنون بنظرم اگر منت بگذارید ئ مطالعه کنید بهتره تا من بخوام بگم پایانش...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : فدات بشم الیف مهربونم...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : ممنونم ازت خوشگل من...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.