دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود داستان درمورد مردی متاهل که یک زندگی معمولی رو داره باهمسرش میگذرونه اما یک حادثه مسیر زندگیشو عوض میکنه و…سال گذشته اما هنوز هیچی عوض نشده .

پیشنهاد ما

درست ۵سال پیش بود که زندگیم نابود شد .فکرم میره سمت اون روز کزایی(مهسا)-علیرضا جان زود

بیا که ظهر خونه مامانت اینا باید بریم هاا برای روز مادر .

چشم خانومم ..کارم تموم شه تا ۱ خودمو میرسونم .

مهسا)-پس مواظب خودت باش ..فعلااقا..
_توهم همینطور عزیزم ..فعلا.
به سمت محل کارم راه افتادم .مهندس برق بودم و این پروژه جدیدی که داشتم

مال دوتا برج بود قرار بود نقشه کشی برقشون بامن باشه .

بعد ۴۵مین بالاخره رسیدم سر ساختمون
_سلام اقای مهندس
_سلام مش رمضون خوبی ؟

_ممنون خداروشکر.بااجازه من برم بالا
_برو پسرم
به سمت پله ها رفتم وشروع کردم به کار نزدیک ساعت ۱۲ بود ک گوشیم زنگ زد مهسا بود
_سلام خانوم جونم
_سلام اقا کجایی ؟
_یه نیم ساعت دیگ کارم تموم میشه راه میوفتم
_اوه نیم ساعت دیگ تازه راه میوفتی ؟دیر میشه خوب
_نه عزیزم تا ۱:۳۰میرسونم خودمو ..من برم سرکارم خانومم؟
_بروعزیز فقط مواظب خودت باش فعلا..
_فعلا عزیزم

دانلود رمان همش یک حادثه بود

تماس که قطع شد به کارم برگشتم .کارگرا کم کم داشتن میرفتن و فقط من دوتا کارگر افقانی بودیم

باید میرفتم طبقه ۶ام تاسیستم هاشونو برسی کنم به سمت بالا رفتم

و رفتم رو تراس ساختمون ارتفاعش تقریبا ۷متر بود من کمر بند ایمنی نداشتم

ینی چون کارگرا رفته بودن همه چیو جمع کرده بودن به نگاهم به پایین افتاد

بعد سرشتو اورد بتالا وبتا امیتدو گ تت ال تته ایتن یروسته تترمی نختار ممکنته اه ۶متاه
تا چنیتدین ستال تول بک.ته )بتا کمتو تعلت (ممکتن هت هستت کته کتلا ختوب ن.ته
ولو تو ن ایتد امیتدت و اه دستت بتدی خیلتو اه بیمتار هتای نختا و ماکته م.تکلو م.تابه
م.ک تو داشتن بعد اه ۶ماه تا ۵ سال خوب شدن .
هضت حرفتای دکتتر بترام ستخت بتود بتاورم نمی.تد کته دیتگ نتتون راه بترم وایتن
نملتته ینتتو یتتوت شتتدن تمتتام آرهو هتتای متتن الان دلیتت گریتته هتتای مامتتان و
مهسا ست ید شتدن موهتای شتقیقه هتای یتدری کته تتا الان و در ستن ۵۰ ستالگو هنتوه
ستت ید ن.تتده بتتود دلیتت سرستتنگینو مادرختتانوم و اقتتا مامتتد رضتتا رو الان متتی هم

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
https://98ia3.ir/?p=5814
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
تبلیغات
امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • هستی : لینک دانلود گذاشتین؛اما چیزی برای دانلود نیست...
  • niayesh1389 : نسترن عزیزم زحمت کش انجمن رمانت فوق العاده و بسی زیبا بود برات آرزوی موفقیت، سلا...
  • admin : سلام روی کادر قرمز رنگ دانلود با فرمت پی دی اف بزنید...
  • بی نام : سلام خیلی قشنگ بود اینکه احساسش واقعی بود و واقعا به حال افتاب گریه کردم خسته نب...
  • پری : من فصل اولشو خوندم عالی بود اما متاسفانه نتونستم هنوز فصل دومشو بخونم دان نمیشه...
  • shirin : سلام شب شما بخیر تبریک بابت قلم زیباتون تا اینجا که از قلم نویسنده لذت بردم موضو...
  • مهری : رمان خوبی بود از این جهت که به واقعیت نزدیک تر بود و مثل خیلی از رمانا تخیلی و ت...
  • ریحانه محمدی : داستانش زیبابود به خصوص که تجربه ای از احتیاط بیشتر یک زن در مواجه با مرد غریبه...
  • طبیه شیرازی : خیلی قشنگ بودومتفاوت ممنون...
  • مهسا : متاسفانه من نمیدونم چرا نمیتونم دانلود کنم نسخه PDF رو شما کمکم میکنید؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.