دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان ناردون چشمانت نودهشتیا

دانلود رمان ناردون چشمانت نودهشتیا

دانلود رمان ناردون چشمانت نودهشتیا

نام کتاب: ناردون چشمانت
نویسنده: فاطمه زارعی کاربر نودهشتیا
ژانر: عاشقانه_ اجتماعی
صفحه‌آرا: _Hadiseh_
طراح جلد: _Hadiseh_
تعداد صفحه: ۱۵۳
رمان عاشقانه
خلاصه: نسیم دختری که فقط یک مهمان بود. دخترک تنها یک انار چید اما ناردون چشمان او، نسیم ما را صاحب خانه کرد… او کیست؟!

مقدمه:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را
فغان کاین لولیان شوخ و شیرین کار شهر آشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
«حافظ »

پیشنهاد ما
رمان تو حجاب چشم من بودی (منو نسو) | مانش mansh کاربر نودهشتیا
رمان به عشق رنگ | آزاله کاربرانجمن نودهشتیا

دسته ی ساک کوچکم را فشردم و آب دهانم را با صدایی نه چندان بلند، به درون حلقم هُل دادم.
– خدایا به امید تو.
ساک را به کمک راننده دادم و وقتی از جاگیری اش در محل قرار گیری ساک های اتوبوس مطمئن شدم. به سمت پله های اتوبوس رفتم. کمی شلوغ بود و ناچاراً در کنار یک پیرزن جای گرفتم. امیدوارم در وسط راه دلش هوای گذشته اش، بچه هایش، درد و دل هایش و… نیوفتد؛ آخر من حوصله ی خودم را هم ندارم چه برسد به این بنده خدا!
هندزفری ام را در گوش های بیچاره ام چپاندم و آهنگ را پخش کردم. نَم نَمک، چشمانم یکدیگر را در آغوش گرفتند و خواب را برایم به ارمغان آورند.
– خانوم! دخترم!
صدای خش دار پیرزن مرا از آغوش خواب بیرون کشاند. با همان صدای خواب آلودم گفتم:
– بله خانوم! چیزی شده؟
– رسیدیم شیراز.
– جدی؟ ممنون که بیدارم کردید.
– خواهش می کنم.
بلند شدم و کمی بدن خشک شده ام را کش و قوس دادم. نزدیکی غروب بود و آسمان شیراز طیف رنگی زیبایی به خود گرفته بود! از اینجا تا روستای … چقدر راه بود؟
– ببخشید آقا!
– بله؟
– چند ساعت طول می کشه که از شیراز برم روستای…
– تقریباً یک ساعتی میشه.
– ممنون.

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود داستان تقاص عشق تو نودهشتیا
دانلود رمان دیدار تقدیر نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
https://98ia3.ir/?p=11171
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • سحر : دوست دارم رمانهای نودهشتیارو عالین...
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
  • Narges.sh : داستانی بسیار خوب و تراژدی نابی بود. قلم زیباتون سبب شد از خوندن این داستان نهای...
  • عاطفه شعبان پور : سلام جانم این رمان در حال حاضر فقط در همین صفحه برای دانلود قرار داره که میتونید...
  • عاطفه شعبان پور : سلام خیلی ممنون بنظرم اگر منت بگذارید ئ مطالعه کنید بهتره تا من بخوام بگم پایانش...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : فدات بشم الیف مهربونم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.