دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان مهکام نودهشتیا

دانلود رمان مهکام نودهشتیا

دانلود رمان مهکام نودهشتیا

دانلود رمان غمگین

خلاصه: مهکام دختری خودبین و متکبر است که برخلاف رسم خاندان صولت، پزشکی را رها کرده و از خانواده طرد می شود، او مدعی است که می تواند مشکلات زندگی اش را خودش حل کند، اکنون صاحب سالن زیبایی بنام و معروف مهکام است، اما سرنوشتش با مهران جم: پلیس امنیت ملی که با هویت جعلی به دنبال سرنخ از قاتل نامزدش است گره می خورد و…

پیشنهاد ما
رمان شمّور |نیکتوفیلیا کاربر انجمن نودهشتیا
رمان غوغای نوش | هانی پری کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از متن رمان

باز لبخند مکش مرگما تحویلم داد. لمینیت دندانش عجیب توی چشم بود:
– راستش حراجی بینی باعث میشه توی کارم تاریخ مصرف داشته باشم و بعد از یه مدتی دیگه پیشنهاد درست و حسابی بهم نشه. خیلی از کارگردانها چهره ی نچرال رو برای خیلی از اکتها استفاده می کنن. نمی خوام آذرخش جراحی ام کنه. فقط اومدم بگم …

مکث کرد و چهره اش حالت جدی تری گرفت. بازیگر بود و برای من سخت بود بدانم کدام یک از ژست هایش خود واقعی اوست. چشمانش را باریک کرد و گفت:
– میشه به آذرخش اعتماد کرد؟

تای ابروی بالا دادم سوالش رنگ و بوی ابهام داشت؛ سری تکان داده چشمک زدم:
– اعتماد؟

به قول آزی وقتی سوالاتم را تک کلمه ای می پرسیدم اعتماد به نفس در من فوران می کرد، یه دستی نخورد بلکه از توپی که توی زمینش انداخته بودم نهایت استفاده را برد:
– هم اعتماد هم اطمینان هر دوش با هم!

من مهکام صولت بودم سرم می رفت حس ناسیونالیستی ام ذره ای کم نمی شد محکم و برنده گفتم:
– هیچ صولتی رو نمی شناسم که نشه بهش اعتماد و اطمینان کرد!

خنده ی مستانه ی سر داد. از جایم بلند شدم وقت دل و قلوه دادن با او نبود. نمی خواستم بیشتر از این پایش را فراتر گذاشته و سر حرف را باز کند من دوست نداشتم کسی از نام خانوادگی ام سواستفاده کند. لبخند محوی زدم و گفتم:
– مریم جان من الان می رسم خدمتت! یه سر به سالن بزنم میام!
– برو عزیزم راحت باش. منم اینجا دیگه شده خونه خودم راحتم!

بی تکلف بود. این بی تکلفی اش را دوست داشتم. مهربان نگاهش کردم و گفتم:
– ندا الان میاد برای کارهای ناخنت، باهاش رودروایسی نکن اونی که دوست داری رو بگو برات بزنه!

لبش به نرمی روی صورتش کش آمد. آرام به سمت دیگر سالن قدم برداشتم. الی مسئول لایت سالن به سراغم آمد یکی از مشتری ها لایت نود درصد دودی نقره ای می خواست مشتری بد قلقی بود، موهایش به اندازه کافی آسیب دیده بود که حتی نشود با اولاپلکس موهایش را به پایه رساند. الی خواست به سراغش بروم.

گوشی موبایلم را از جیبم بیرون کشیدم و به صفحه ی چتم رفتم. به سرعت وارد صفحه ی چتم با آذرخش شدم. توجهی به پیام های قبلی نکرده برایش به سرعت تایپ کردم:
– چی کار می خوای بکنی که باید مورد اعتماد و اطمینان باشی؟

منتظر جوابش نماندم می دانستم دیر جواب می دهد. صفحه را بستم که دنیا نزدیک شد و زیر گوشم گفت:
– مهکام جون تو اتاق اِسموکینگ یه دختره خیلی حالش اوکی نیست. گفتم بهتون بگم!

سری تکان دادم و تشکر کردم. نزدیک مشتری لایت شدم و گفتم:
– عزیزم قبل از شروع کار هم بهت گفتم که موهات خیلی آسیب دیده است و ما تلاشمون رو می کنیم تا هر پایه ای که روشن بشه برات کار انجام بدیم و موهات رو کاور کنیم. الان موهات استپ کرده و بهتره که دیگه بیشتر از این به پیگمنت های موهات فشار نیاریم. یه رنگ ساژ شنی ماسی ای خوب می دم بچه ها روی موهات بذارن به رنگ پوستت هم میاد. هفته ی دیگه که اومدی برای کراتین خودش اتوماتیک چند درجه روشن تر می شه. بهتره که دیگه روی موهات فشار نیاری که برای کراتین هم نتیجه مطلوب تری بگیری. امروز می گم یه ویتامینه آرگان هم روی موهات بذارن که یه کم از خشکی موهات کم بشه.

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان آغوش کاکتوس نودهشتیا
دانلود رمان پلیس‌های شیطون پسرهای معروف نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: مهکام
  • ژانر: عاشقانه_ تراژدی
  • نویسنده: زیبا سلیمانی
  • طراح کاور: H.sh30
https://98ia3.ir/?p=12252
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • fari : چطوری میتونم دانلود کنم؟ هرچی میزنم رو لینک دان نمیشه...
  • fari : چطور نیتونم دانلود کنم ؟؟؟ هرکارب میکنم نمیشه...
  • آرشیدا : چطور میشه دانلودش کرد ؟...
  • mahjoobe : chert bood...
  • دلربا : قلمتتت سبز...
  • دلربا : قامت سبز...
  • دلربا : عاااشقشمم دست به قلمش عالیه همیشه قامت سبز الهی...
  • سمیرا : چرا نمیشه دانلود کرد...
  • عسل : میشه کمک کنین چحور دانلد کنیم لینکی برای من نمیاد:(...
  • سنبل : هیچکدوووووووم از رماناتون رو نمیتونم دان کنم چراااااااااااا؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.