دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا
  1. دانلود رمان معجون عشق و غرور نودهشتیا

معجون عشق و غرور درمورد دختری هست که قصد ازدواج نداره ولی با یک دیدارعاشق میشه و وقتی که کسی عاشق میشه دیگه نمیتونه از عشق فرار کنه دختر قصه ما هم مغروره هم لجباز با این رفتاراش یه سری اتفاقات تلخو شیرین تو سن نوجوانی براش پیش میادچشمامو نیمه باز کردم دیدم گوشیم صدا میده فکر کردم الارم ساعته ولی نه این که

پیشنهاد ما

اهنگ الارم نبود گوشیو برداشتم دیدیم بله دوباره این گیر داره

همش مزاحمه بد موقه زنگ میزنه رد تماس کردمو دوباره خوابیدم تا چشمامو

بستم دیدم نه این ول کن نیست ای خدا بمیری ایدا همش بدموقع میزنگی بعد

سه بار رد تماس کردن دیدم ول کن نیست گوشیو ور داشتم

_هان چته بمیری مگه نمی فهمی هی رد تماس میدم نمی خوام جوابتو بدم صد
دانلود رمان معجون عشق و غرور

دفعه گفتم وقتی رد تماس میدم بیخیال شو اه سیریش هان چته حالا که موفق شدی بنال دیگه

– اول سلام دوم دوست دارم بزنگم سوم توتا سر ظهر میخوابی به من چه اصن

خوب بیدارت کردم چهارم بگو معذرت میخوام

_برو بمیر بابا برا چی معذرت خواهی کنم اصن چی کار داری زود بگو خوابم میاد

_هانیه خانوم حالا که اینجوری شد خبر به اون خوشیو بهت نمی گم تا بمیری _بیا سر ظهر ناز کشیدن برو بابا بای

_حتی اگه خبر خوش در باره ی کنکور باشه چی ؟

_چی کنکور بگو بگو ترو خدا بگو راس میگی ایدا ؟

_(با حالت خنده) نمیگم بای

_الو الو الو ای بمیری ایدا وایسا حالیت میکنم

..هی زنگ میزدم رد تماس میداد بمیری ایدا منو اذیت میکنی

منم مجبور شدم از راه اس ام اس ازش معذرت خواهی کردم بعد چند بار

التماس کردن اس داد با یه ادرس و یه ساعت گفت بیا تا بهت بگم می دونستم

داشت اذیت میکرد ولی چی کار کنم مجبورم باهاش بسازم تا موقعی که بفهمم

کنکورم چی شده اخه یادم نبود امروز جواب کنکورارو میدن باشه ای گفتمو پا شدم

رفتم پایین دیدم مامانم داره ناهار درست میکنه انگار نفهمید من اومدم یه فکری به سرم زد

_سسلاااممم بر مامان خودم
دانلود رمان معجون عشق و غرور

_ای کوفتو سلام دختر ترسیدم عه چه طرز سلام کردنه اروم

تربابات دیشب دیر اومد خوابیده عه تو درست بشو نیستی

_با نیش باز گفتم: ببهشید مامان نه درست نمی شم

رفتم پیش مامانمو یه ب*و*سش کردمو رفتم طرف گاز

وای ما مان عاشقتممممم همون طور که میپریدم بالا گفتم

_ فسی داریم فسی هورااا

_عه مگه نمی گم اروم بابات خوابه فسی چیه فسنجون برو دستو صورتتو بشور بیا ناهار

پیشنهاد ما

 

  • اشتراک گذاری
https://98ia3.ir/?p=6070
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
  • Narges.sh : داستانی بسیار خوب و تراژدی نابی بود. قلم زیباتون سبب شد از خوندن این داستان نهای...
  • عاطفه شعبان پور : سلام جانم این رمان در حال حاضر فقط در همین صفحه برای دانلود قرار داره که میتونید...
  • عاطفه شعبان پور : سلام خیلی ممنون بنظرم اگر منت بگذارید ئ مطالعه کنید بهتره تا من بخوام بگم پایانش...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : فدات بشم الیف مهربونم...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : ممنونم ازت خوشگل من...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.