دانلود رمان | نودهشتیا مرجع رمان رایگان با لینک مستقیم

دانلود رمان علاج نودهشتیا

6aff006d d1b3 41b6 b772 2c88eed6d73a 300x300 - دانلود رمان علاج نودهشتیا

دانلود رمان علاج نودهشتیا

رمان اکشن
خلاصه: چیزهای ساده رو دوست داشتم. مثل یک خونه‌ی پر از پنجره، حتی اگر اونقدر که باید، شیک و مدرن نباشه. نمی‌دونم تو رو چطور دوست داشتم! تو اصلا ساده و پنجره‌دار نبودی. حتی اذیت میشم با این مدل دوست داشتن ولی می‌دونم که در نهایت… .

پیشنهاد ما
رمان تلألو ماه | نرگس شریف کاربر انجمن نودهشتیا
رمان دلوان | شقایق نیکنام کاربر انجمن نودهشتیا 

برشی ار رمان:
انگار باز هم با یکی از اون مشاورای املاک زبو‌ن باز طرف بودم که قبل از اون که پیشنهاداشون رو بگن می‌خواستن بودجه‌ی من رو بدونن تا بالاخره یک مورد مناسب پیدا کنن. توی اون موقعیت فکر و خیال جایز نبود من فقط ترجیح می‌دادم هرچی زودتر خونه‌ی مناسب را پیدا کنم.
– نهایتا دویست و پنجاه تومان.
– این واحد اطلس خیلی مورد مناسبیه. اگر از دفتر زیاد دور نشدید، می‌تونم همین الان براتون بازدید بگیرم.
دلم می‌خواست از دیوار فاصله بگیرم و در آسانسور رو باز کنم و به تختم پناه ببرم. می‌خواستم از تمام چیزهایی که خسته‌ترم می‌کرد فاصله بگیرم ولی موعد قراردادم سه روز بعد بود و باید تا سه روز بعد اسباب و اساسیه‌ام رو جمع می‌کردم.
– میشه آدرس رو لطف کنین؟
– خیابون بیست و سه غربی، پلاک هفتاد و دو.
دست آزادم رو روی چشمام گذاشتم و فشارشون دادم. می‌سوخت… از صبح خیلی زود بدون استراحت بیدار بودم و تنها چیزی که بعد از صبحانه خورده بودم دو فنجون قهوه بود و من عادت به این سبک زندگی نداشتم.
– بله تا ده دقیقه‌ی دیگه اون‌جا‌م.
ده دقیقه فرصت زیادی بود، حتی می‌تونستم بالا برم و مانتوی خیس شده از شدت گرمای خرداد ماهم رو تعویض کنم. حتی می‌تونستم دست و صورتم رو بشورم و حالم تازه بشه.
دستم رو همان طور که کوله روی دوشم بود عقب بردم و قوطی کوچیک حاوی شکلات های سنگی‌ام رو درآوردم. چندتایی خوردم و بعد به سمت مجتمع اطلس قدم زدم.
محله‌ی ما پر بود از برج‌های بلند و لوکس. من نه دنبال لوکس ترین برج‌های منطقه بودم و نه خونه‌های آجری قدیمی. من فقط تمام خواسته‌ام از خونه‌ی مورد علاقه‌ام یک پنجره بود که شهر رو زیر پام بذارم.
جایی که حتی روزهای عادی که قدمهام رو روی خاک و سنگ های‌ مسیر قله نمی‌ذاشتم بتونم تهران رو زیر نظر بگیرم. پنجره‌ای که صبح با نور خورشیدش چشمام باز بشه و آخر شب ستاره‌های زنده‌ی شهر یا همون چراغ‌های خانه‌های بی‌شمار تهران رو برام به نمایش بذاره.

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان هیولا نودهشتیا
دانلود رمان جنجال زندگی نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: علاج
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: نازنین محمدی
  • n
  • 1,332 views
https://98ia3.ir/?p=11907
لینک کوتاه مطلب:
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات متنی
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع رمان رایگان با لینک مستقیم " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.