خانه » دانلود رمان » دانلود رمان عشوه گر نودهشتیا
دانلود رمان عشوه گر نودهشتیا

دانلود رمان عشوه گر نودهشتیا

دانلود رمان عشوه گر نودهشتیا

دانلود رمان عشوه گر نودهشتیا

دانلود رمان عشوه گر نودهشتیا

 

عشوه گر (عیار سنج)
مریم پیروند

۱/۱/۱۴۰۰
ژانر : عاشقانه
صفحه آرا: _
طراح جلد: n.a25
ویراستار: _

صدای پاش رو میشنوم اما انگار کسی منو وادار میکنه به حرف زدن.
ادامه میدم.
انگار ماللی ندارم حتی اگه پشت این در کسی باشه که نباید بشنوه.
حرف میزنم.
از کاری که کردم و نتیجهاش چیزی شد که سالها دنبالش بودم.
نفسم بند میره.
قلبم پیاپی ضجه میزنه.

دمل های چرکین دلم سرباز میزنن.
هق میزنم و باز هم ادامه میدم.
بیوقفه…
با دلی پر درد…
میدونم اینبار آشیونهام رو خودم با دستهام خراب کردم.
اما ارزشش رو داشت ! نداشت ؟
من اومده بودم تا این خونه رو ویرون کنم.
آتش بزنم.
اما اون …

اون میشنوه.
در رو باز میکنه..
چشمام با گریه پایین میافتن وقتی با حیرت میگه :
– آخ آوا ، آوا تو منو فریب دادی

از صدای ترق تروق کفشهام یه حس خوبی درونم غلغل میکرد. نگاهی به
ساختمان بزرگ پیش روم کردم. طبق آمار همیشگی امروز سه شنبه بود و
من باید برای چک کردن حال طلعت خانم، بانوی بزرگ این خونه حاضر
میشدم.
زنگ در رو فشار دادم و یوس ِف همیشه شنگول و شیطون در رو باز کرد و
مثل همیشه به طعنه گفت :
– بیا تو خانم دکتر.
خانم دکتر گفتنش پر از تمسخر بود و من در جوابش فقط پوزخند میزدم.
قبل از اینکه وارد بشم صداش دوباره به گوشم رسید که همزمان با قرار
دادن آیفون گفت :

اومدش داداش . برو ببین مامان چی میگه داره صدات میزنه.
انگار آقای از خود راضی امروز منتظرم بوده!
با هیجان وارد خونه شدم و دم عمیقی کشیدم.
لعنتی ! بوش حتی از بین تمام وسایل و اشیاء خونه به مشامم رسید.
انگاری از عطر معروفش به خوردِ تمام وسایل خونه میده.
– سالم صبح بخیر خانم دکتر.
با صدای یوسف به عقب برگشتم شیک و مرتب شده ایستاده بود و داشت

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود داستان به سازم برقص نودهشتیا

دانلود رمان طعمه توهم نودهشتیا

باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است