دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان عروسک جون نودهشتیا

دانلود رمان عروسک جون نودهشتیا

بزرگ شی از این گرما وشرجی خبری نیست و از اونجایی که زمستون های گیلان هم استخون سوز نمی شه آب وهوا اذیتت نمی کنه. نشستم رو زمین و به متکای مامان تکیه دادم. پاهامو دراز کردم وسرزانوهامو ماساژ دادم. بدجوری خشک شده بودن و درد داشتن. افسون با سینی بادمجون ها وارد شد و اونو جلو پام گذاشت. – “دست بهشون نمی زنی تا من این یه صفحه فیزیک رو بخونم وبیام”. – “لازم نکرده برو سر درست. خودم درستشون می کنم. کاری نداره که”. لب ورچید و با ناراحتی گفت: -“از صبح درگیر اینایی. به خدا اگه افشین رو ببینم از خجالتش حسابی در می یام”. اخم کردم. – ” تو خیلی بی جا می کنی. آدم پشت سر داداشی که دوازده سالی ازش بزرگتره این حرفا رو نمی زنه چه برسه جلو روش. تازه مجبورم که نکرده من خودم خواستم. تو هم بهتره به کار خودت برسی. ناسلامتی امسال کنکور داری”. – “من به فکر درسم هستم اما تو نه به فکر خودتی نه به فکر اون بادوم کوچولوی خوشمزه که خاله الهی دورش بگرده” با این حرفش لبخند رو لبم نشست. عادتشه بهت بگه بادوم کوچولو. آخه بادوم خیلی دوست داره اما مطمئنم تورو بیشتر از اونم دوست داره.ولی این دلیل نمی شد بخواد بلبل زبونی کنه و از وقت درس خوندنش برای ما بزنه. حرف از آینده شه. شوخی که نیست.| – “نگران نباش من حواسم جمعه. به خودم زیاد فشار نمی یارم. البته اگه تو بری سر درست ونخوای بیشتر از این حرصم بدی”. خم شد رو گونه مو بوسید و از جاش بلند شد. – “ای به چشم.ولی درسم که تموم شد می یام کمکت.حق مخالفتم نداری گفته باشم”. اجازه نداد چیزی بگم، دوید سمت اتاق خوابی که بعد ازدواجم دیگه مال اون بود. خم شدم هندزفری وگوشیمو از رو میز تلفن که کنار دستم بود، برداشتم و بعد آوردن آهنگ محبوبم، مشغول شدم. آهنگی که باعث شد این عروسک جون رو وقتی هنوز نمی دونم دختر یا پسری روت بذارم. هربارم که رفتم واسه تعیین جنسیت دکتر گفت چرخیدی ونمیذاری ببینیم. آخه بچه هم

پیشنهاد:

دانلود رمان عروسک جون نودهشتیا

دانلود رمان شاید کسی شبیه من نودهشتیا

دانلود رمان دختر شمالی نودهشتیا

دانلود رمان آخرین برف زمستان نودهشتیا

دانلود رمان باز تاب نودهشتیا

 

دانلود فایل PDF

 

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
https://98ia3.ir/?p=664
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • parvaneh20011
    جمعه 4 ژانویه 2019 | 9:44 ب.ظ

    خیلی خوب بود.این رمان رو واقعا دوست داشتم.قلم بسیار زیبایی داره نویسندش.کتاب دیگه ای هم از نویسندش خوندم.خیلی با جزئیات همه چیز رو توضیح میده.ومشخصه از محیطی که داستان رو داخلش نوشته کاملا آگاهی داره.هیچ کلیشه ای وجود نداره وزندگی واقعی رو روایت میکنه با یک پایان خوب.من این رمان ورمان کسی شاید شبیه من که اثر دیگه این نویسنده هستش رو به شما پیشنهاد میکنم.از خوندنشون پشیمون نمیشید.

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • علیرضا : سلام خسته نباشید من نمیتونم دانلود کنم میشه بفرمایید باید چکار کنم؟...
  • زهرا : چطور میشه دانلودش کرد؟؟...
  • fari : چطوری میتونم دانلود کنم؟ هرچی میزنم رو لینک دان نمیشه...
  • fari : چطور نیتونم دانلود کنم ؟؟؟ هرکارب میکنم نمیشه...
  • آرشیدا : چطور میشه دانلودش کرد ؟...
  • mahjoobe : chert bood...
  • دلربا : قلمتتت سبز...
  • دلربا : قامت سبز...
  • دلربا : عاااشقشمم دست به قلمش عالیه همیشه قامت سبز الهی...
  • سمیرا : چرا نمیشه دانلود کرد...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.