دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان شوگار نودهشتیا

دانلود رمان شوگار نودهشتیا

دانلود رمان شوگار نودهشتیا

دانلود رمان PDF
خلاصه: شوگار روایت دختری است که در گیر و بند تمام سخت‌گیری‌های خانه‌شان، دل به سیاوش بسته و طالب اوست. هرچه اصرار برای رفتن بر سر خانه و زندگی‌شان می‌کند، سیاوش از او دور و دورتر می‌شود. تا اینکه… .

مقدمه: از هر کسی که بپرسید مفهوم “زن” را برایتان شرح دهد، شاید بگوید ” زن ” یعنی ظرافت. زن یعنی ناز، نوازش، لطافت. زن یعنی همان کسی که به بودن یک پشتوانه نیازمند است. پس ” زن ” یعنی نیاز.
گاهی می‌گویند ضعیفه، همان کسی که در خانه می‌نشیند. منتظر می‌ماند و اگر خدا شانس بدهد، یک اقبال بلند نصیبش می‌شود و اگر نه، خدا در رحمتش را به رویش ببند و خواهان نداشته باشد، می‌شود ” سربار” می‌شود منبع حرف و حدیث!
یک نقل شیرین که دهان به دهان می‌چرخد. حالا بیوه بودنش را، مطلقه بودنش را تو در نظر نگیر.
از نظر خیلی‌ها زن یعنی وسیله‌ی رفاه یک مرد. یک انتخاب بین هزاران خوب و بد. زن یعنی همان کسی که برای دیده شدن تلاش می‌کند. همان کسی که شب‌ها تا سپیده‌ی صبح، برای فرزندانش بیداری می‌کشد و آخر سر، یک سری انسان نادان بگویند:”پُشت پُشت پدره، مادر رهگذره”
بگذارید در چند کلام خلاصه کنم: زن ها آفریده شده اند برای دلبری، برای بی‌رحمی، برای به دام کشیدن، تقاص پس گرفتن و حتی نیرنگ زدن. من برای همین ساخته شده ام. نیشم را درست در جایی فرو میکنم که مرا زده بودند! من نه ضعیفه هستم و نه سربار کسی. مَـــــن، من هستم! همین مَنی که یک اردوگاه مرد رزمی حریفش نمی‌شد!
من برای پس گرفتن حَقم، زنانگی می‌کنم. نیرنگ می‌زنم و درست سر بزنگاه، خنجرم را در قلبشان فرو می‌برم! زَهری که می‌زنم ، در رگ و پی شان جولان می‌دهد و به این می‌گویند دُچار شدن. من هر مردی را به راحتی” دُچار “میکنم.

پیشنهاد ما
رمان هابیل و قابیل | آرتین کاربر انجمن نودهشتیا
رمان در راه برمو | fardis کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از رمان:
از این طرف تا آن طرف اتاق نشیمن را دنبالم می آید:
_الان رفته سر تپه خان بابا… خودم باهات میام یه وخ پات کج نره.
لبی میکشم و ادایش را در می آورم:
_یه بارکی خودت نامه رو بهش بده ، منو نامه رسون خودت کردی؟
_لُقُز نباف! درشو باز کنی، نابودت میکنم شیرین. از دور میپامت.
پای آینه می ایستم و روسری بزرگ تُرکمن را روی موهایم می اندازم. چند رشته مویی را که بافته بودم، دورم مرتب میکنم و تا میخواهم سُرمه در چشمانم بکشم ، نگاه برزخی جاهد را میبینم:
_رو بهت دادم، جلو چشم من بزک دوزک میکنی؟ بیا برو تا کله تو نکندم. الان جواد برسه، به مهربونی من نیست؛ میزنه اون گیساتو از ته میتراشه!
حتی از فکرش لرز میگیرم. بینی ام چین میخورد و از شانه ی چپ نگاهش میکنم:
_کو نامه‌ت حالا؟

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان دیدار تقدیر نودهشتیا
دانلود رمان ناردون چشمانت نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: شوگار (خلوت‌های شبانه)
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: آرزو نامداری
  • طراح کاور: Zari
https://98ia3.ir/?p=11818
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • parisa
    چهارشنبه 1 سپتامبر 2021 | 10:24 ب.ظ

    خسته نباشین من با فرمت ایفون میخوام این رمانو میشه بذارید؟

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • علیرضا : سلام خسته نباشید من نمیتونم دانلود کنم میشه بفرمایید باید چکار کنم؟...
  • زهرا : چطور میشه دانلودش کرد؟؟...
  • fari : چطوری میتونم دانلود کنم؟ هرچی میزنم رو لینک دان نمیشه...
  • fari : چطور نیتونم دانلود کنم ؟؟؟ هرکارب میکنم نمیشه...
  • آرشیدا : چطور میشه دانلودش کرد ؟...
  • mahjoobe : chert bood...
  • دلربا : قلمتتت سبز...
  • دلربا : قامت سبز...
  • دلربا : عاااشقشمم دست به قلمش عالیه همیشه قامت سبز الهی...
  • سمیرا : چرا نمیشه دانلود کرد...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.