دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا
دانلود رمان شام مهتاب نودهشتیا

دانلود رمان شام مهتاب نودهشتیا

نام رمان شام مهتاب
نویسنده رمان هما پور اصفهانی
ژانر رمان عاشقانه
تعداد صفحه ۳۷۲
خلاصه رمان شام مهتاب:

هم اکنون در وبسایت نودهشتیا مطالعه میکنید داستان سالها پیش ، وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت ، شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق آتشین در گذشته باعث یک عشق آتشین دیگر در آینده شود ، اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد ، باید تقاص پس بدهیم ، هم من هم تو، تقاص گناهی که نکردیم …

پیشنهاد نودهشتیا:

رمان من که نمی دانستم |Atlas_saکاربر نودوهشتیا

رمان بارش آفتاب | نسترن اکبریان کاربر انجمن نودهشتیا

بخشی از رمان شام مهتاب:

با سر و صدایی که از بیرون میومد به زور چشمام رو باز کردم … آفتاب از پنجره های بلند و سلطنتی اتاقم روی فرش های ابریشمی پهن شده بود!
از تخت خواب بزرگ یک نفر و نیمه ام، پایین اومدم و حریری رو که مثل پرده از بالای تخت آویزون شده بود و دور تا دور تختم رو می گرفت مرتب کردم!

با دیدن تابلوی قشنگم که به دیوار بالای تخت بود لبخندی زدم و سلام نظامی دادم!

کار هر روزم بود … قبل از خواب به تابلوم شب بخیر می گفتم و صبح ها بهش سلام می کردم!

دمپایی راحتیمو پا کردم و شنل نازکی روی لباس خوابم پوشیدم!

چون اصلاً حال لباس عوض کردن نداشتم … جلوی آینه وایسادم و به خودم خیره شدم!

طبق روال بقیه روزا غر زدم … بازم یه روز دیگه … دوباره باید ول شم توی خونه!

حالم از تابستون به هم می خوره … کی تموم می شه.

یه مسافرتم نمی ریم دلمون باز بشه … خدایا یه کاری کن امروز حوصله ام سرنره!

یا بزن پس کله سپیده پاشه بیاد اینجا که من از تنهایی در بیام … یه کار بهترم …

دانلود رمان شام مهتاب نودهشتیا

پیشنهاد نودهشتیا:

دانلود داستان پلکان معکوس نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
https://98ia3.ir/?p=12403
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • ram : قلم بسیار قوی و عالی داشت؛ موفق باشی نسترن جان❤...
  • ... : میتونم بگم یکی از بهترین رمان هایی بود که خونده بودم؛ فوق العاده بود....
  • ram : تبریک میگم نسترن جان عزیز♥ بسیار عالی، بی نقصه خیلی از خوندنش لذت بردم...
  • Bahar : خیلی خوب بود❤...
  • مرینا : عاااااااالی بود...
  • میرزایی : ،خیلی رمان قشنگ و کامل بود و من به معنای واقعی کیف کردم خسته نباشی عزیزم...
  • Parasto : خیلی قشنگ بود رمان فقط بحث خانواده خود آفتاب خیلی کمتر شد و میخواستم بدونم رفتار...
  • Farzaneh : عالیی بود نسترن جون ، واقعا زیباتر از این نمیتونست تموم بشه ، خسته نباشییی...
  • Bano : سلام نسترن جان خسته نباشے خوب وعالے بودولے حیف افتاب وعلے صاحب بچه نشدن معمولارم...
  • دلدار : خیلے قشنگ بوداصن ادم حس میکنه خودش هم داره باافتاب زندگے میکنه...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.