دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان سوخته دامانم نودهشتیا

دانلود رمان سوخته دامانم نودهشتیا

زینت جان با یاسمن برو تو .. زینت با نگرانی یاسمن رو از آغوشم گرفت وزمزمه کرد .. -میرم به زینال خان زنت بزنم .. حرفی نزدم وچرخیدم سوومن برادراا ناتنی زینال که تفاو عجیبی باااش داشتن ..برخلاف زینال ..اینها ایچی بویی از جوانمرد نبرده بودن -آدا فتاح به خدا دارید اشتباه میکنید ..پدر بچه ام دبولش نکرد ..مجبور شدم زن زینال بشم تا برا بچه ام شناسنامه بگیره …خدا شااده ایچ تودعی ام ازش ندارم … –ندار ؟…پاپتی غربتی فکر میکنی با این ننه من غریبم باز اا میتونی مال واموالش رو بالا بکشی …؟اگه به خاطر شناسنامه است پس چرا دیگه ازش جدا نشد …؟ ما موندم تو جواب این سوال واضح ..حالا که چهار ماه گذشته بود ..حالا که یه عمر از تنهایی اام دور شووده بودم ..حالا که حس میکردم دنیا کم کم داره بهم لبخند میزنه ورنت زندگیم عوض شده …چرا نمیخواستم طلاق بگیرم ؟..من وزینال که راب ه ا باام نداشتیم ..خینی راحت میتونستم پشت کنم بهش وازش جدا بشم .. ولی خودم میدونستم که دیگه نمیتونم ..که منه محبت ندیده ونچشیده ..طعم محبت دسووتها نیمه سوووخته زینال رو دیگه با دنیا عوض نمیکردم ..طعم مردانگی اا امیشگیش رو ..حتی اگه تمام دنیا ام جمع میشد نمیتونستم ببرم این پیوند رو ..این یکی شدن رو .زینال خینی ودت بود که دونسته وندونسته محرم این دل و پشت وپناه این زن بی کس شده بود ..دیگه نمیخواستم مثل اون اوایل جدا بشم ..نه به خاطر دین …بنکه به خاطر اینکه حالا زینال مرد من شووده بود ..تنها مرد زندگی من ومن تو این روزاا چقدر شووواد بودم از بودنش ..چقدر اسوووده بودم به خاطر جوانمرد ااش ..چقدر دل خوش بودم به محبت اا ریز ودرشت وآشکار ونهانش که نثار من وطفنکم میکرد .. -فکر کرد مااا احمقیم که با این داستان اا خر بشیم ..؟ زخم رو گوشه ابروم رو لمس کردم ونالیدم .. -من ایچ فکر نکردم ..میخواید باور کنید میخواید باور نکنید ..من اجبارا زن زینال شوودم .ولی حالا خوشووحالم که زن عقدیش اسووتم ..به خدا که من چشووم به مال ومنالش ندارم ..من فقط مدیون زینال ومردونگی ااش شووودم ..حتی اگه تا عمر دارم ام کنیزیش رو کنم بازام کمه …داره برا بچه ام پدر میکنه …برا من سایه سره ..بعد ازچند سال تازه دارم نفس میکشم ..چرا فکر میکنید فقط پولش برام مهمه ..؟ -اگه نیست پس ازش جدا شو .

پیشنهاد:

دانلود رمان سوخته دامانم نودهشتیا

دانلود رمان سنت شکن نودهشتیا

دانلود رمان خواب زده نودهشتیا

دانلود رمان دختر شمالی نودهشتیا

دانلود رمان آخرین برف زمستان نودهشتیا

 

دانلود فایل PDF

 

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
https://98ia3.ir/?p=635
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • سارا
    سه‌شنبه 10 جولای 2018 | 2:47 ب.ظ

    واقعا از خوندن این رمان لذت بردم
    خسته نباشی نویسنده عزیز

  • Sepi
    پنج‌شنبه 30 ژانویه 2020 | 6:56 ب.ظ

    تروخدا یدور داستانتون بخونین ببینین غلط املائی داره یا نه اعصاب ادم خورد میشه خب

  • زهرا
    پنج‌شنبه 27 فوریه 2020 | 8:17 ب.ظ

    عالی

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • Fati : از کجا دانلود کردید ممنون میشم به منم بگید اخه داخل سایت نیست که بشه دانلود کرد...
  • Fati : سلام شما کجا این رو میخوندی ممنون میشم اگه بهم بگید...
  • زری : رمان جذاب و متفاوتی بود ممنون از قرارگیری این رمان عالی...
  • Nik : سلام خسته نباشید به نویسنده رمان خوبی بود ممنون از نگارش قشنگتون...
  • مهی : رمان زیبایی بود پسندیدم...
  • Mar : سلام این رمان با قلم فوق العاده جذابش واقعا دلنشین بود خیلی خیلی سپااااس...
  • نیما : رمان خوبی بود ولی شروع جذاب و متفاوتی نداشت...
  • نگار : رمان قشنگی بود واقعا به دلم نشست ایده و شخصیت پردازی بینظیرش...
  • زهرا : چرا من نمی تونم این کتاب رو دانلود کنم اصلا لینک دانلود نداره...
  • سارا : چه رمان محشرررری واقعا پیشنهاد میشههه...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.