دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون نودهشتیا

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون نودهشتیا

سرگردو کیوان و فاطمه و یاسی که تازه از شک در اومده بودن زدن زیر خنده . متین – نخندین خمیر دندون گرون میشه . با گفتن این حرف با حالتی دخترونه ایشی گفت و از کنار سوسک خدابیامرز با وسواس رد شد .سرگرد با خنده سری تکون دادو گفت : سرگرد- این متین از بچگی از سوسک وحشت داشت . کیوان – البته درکنار سوسک از آیدا هم خیلی می ترسه . یاسی و فاطمه زدن زیر خنده و با هم همزمان از روی تخـ ـت پریدن پایین و گفتن : یاسی و فاطمه – دقیقا …گل گفتی . بعد از یکمی شوخی و خنده سرگرد و کیوان رفتن و ماسه تا خواب آلو موندیم .بی توجه به سوسک پرس شده کف اتاق هممون گرفتیم خوابیدیم و به ثانیه نکشیده بود که چشمامون سنگین شد و خوابمون برد . خانم علی بابایی بیدار شدیم .قرار بودش اول بریم دریا .یه مانتو کرم رنگ با ، صبح با صدای نکره خانم ناظم شلوار لی و شال قهوه ای پوشیدم .یاسی هم یه تونیک مخلوطی از رنگ های سفید و سرمه ای و مشکی با یه ساپورت مشکی و شال مشکی قرمز پوشید .فاطمه هم یه مانتو قرمز رنگ و یه شال همرنگش با رگه های طلایی پوشید .به سمت پایین رفتیم .همه بچه ها کم و بیش آماده شده بودن .همون موقع در ویلا زده شد .خانم پرورشی درو باز کردش .اوف چه جیگرایی .متین با یه تیشرت مشکی و شلوار کتون مشکی و کیوان هم که ست آبی زده بودش .متین برگشت سمت من و منتظر نگام کردش .گمونم انتظار داشت که ازش تعریف کنم .منم با کمال پرویی گفتم : من- گودزیلا بود به دراکولا نیز آراسته شد . با این حرفم چشماش گرد شد .سرگرد هم یه پالتوی مشکی پوشیده بود .آقا من این سرگرد و تور کنم خیلی حال میده .رو به سرگرد گفتم: من – سرگرد چه دختر کش شدین .برعکس این دوتا گودزیلا . سرگرد خنده ای کرد و برای متین و کیوان چشم و ابرو اومد .کیوان قیافش رو مظلوم کردو گفت: کیوان – آیدا …دلت میاد ؟ …من که کاریت نداشتم . من – الان می خوای مثلا

 

پیشنهاد:

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون نودهشتیا

دانلود رمان نوازش خیالی نودهشتیا

دانلود رمان دژکوب نودهشتیا

دانلود رمان ﻃﻼﻫﺎی اﯾﻦ ﺷﻬﺮ ارزاﻧﻨﺪ نودهشتیا

دانلود رﻣﺎن ﻫﺮﻣﯿﺲ نودهشتیا

 

دانلود فایل PDF

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
https://98ia3.ir/?p=547
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
تبلیغات
امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • هستی : لینک دانلود گذاشتین؛اما چیزی برای دانلود نیست...
  • niayesh1389 : نسترن عزیزم زحمت کش انجمن رمانت فوق العاده و بسی زیبا بود برات آرزوی موفقیت، سلا...
  • admin : سلام روی کادر قرمز رنگ دانلود با فرمت پی دی اف بزنید...
  • بی نام : سلام خیلی قشنگ بود اینکه احساسش واقعی بود و واقعا به حال افتاب گریه کردم خسته نب...
  • پری : من فصل اولشو خوندم عالی بود اما متاسفانه نتونستم هنوز فصل دومشو بخونم دان نمیشه...
  • shirin : سلام شب شما بخیر تبریک بابت قلم زیباتون تا اینجا که از قلم نویسنده لذت بردم موضو...
  • مهری : رمان خوبی بود از این جهت که به واقعیت نزدیک تر بود و مثل خیلی از رمانا تخیلی و ت...
  • ریحانه محمدی : داستانش زیبابود به خصوص که تجربه ای از احتیاط بیشتر یک زن در مواجه با مرد غریبه...
  • طبیه شیرازی : خیلی قشنگ بودومتفاوت ممنون...
  • مهسا : متاسفانه من نمیدونم چرا نمیتونم دانلود کنم نسخه PDF رو شما کمکم میکنید؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.