دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان سلفی دردسر ساز نودهشتیا

خیلی دوست دارد و تنها دلیلش دادن ابهت و جذبه ی بیشتر بود . باقی راه را ترجیح داد چشمانش را ببندد و به صندلی ماشین تکیه داد.

با ترمز ناگهانی ماشین؛ چشمهای بسته ی سام باز شد. شوک زده به اطراف نگاه کرد. خیابان آشنا متوجه اش کرد که جلوی خانه رسیدند.

پیشنهاد ما

 

-ادم بی فرهنگ . به قیافه ی درهم ماهی نگاه کرد که قفل فرمان را می بست: -چی شده؟ -نمی بینی؟ اشاره به ماشین جلویی بود که جای

همیشگی او پارک کرده بود. -شاید مشتری باباس . با گفتن این جمله، سام از ماشین پیاده شد و کش و قوسی به بدنش داد. صدای

ماهی باعث شد به سمتش برگرد: -من می رم یه کم خرید دارم . سام فقط سرش را تکان داد و زودتر از ماهی به سمت خانه یشان

به راه افتاد. خانه ای که در یکی از خیابان های قدیمی تهران واقع شده بود. یک خانه ی ویلایی جنوبی کوچک ، دقیقا نبش کوچه ای

بن بست. طبقه ی اول مغازه ی عکاسی پدرش قرار داشت و طبقه ی دوم و سوم برای سکونت بود. سام یک راست وارد مغازه شد.

حمید شاگرد پدرش، در حال کپی گرفتن بود و دو پسر دبیرستانی جلوی ویترین شیشه ای منتظر اتمام کارش بودند. با دیدن سام، بلند

سلام گفت: -سلام اقا سامی . -سلام حمید. بابا کجاست؟ -مشتری دار. جمله اش تمام نشده بود که امیر خجسته، پدر سام، از اتاق

عکاسی بیرون آمد. سام با دیدن پدرش، لبخندی زد و پشت پیشخوان مغازه رفت: -چه طوری بابا؟  ای روی گونه ی پدرش

گذاشت. -علیک سلام . خواهرت کو؟ -رفت خرید . -بیا برو یه پرسنلی پرده سفید از این آقا بگیر سام کیف و کتابش را روی میز کار پدرش

گذاشت و دوربین را برداشت. امیر خجسته، شغل پدرش را ادامه داده بود. کاری که ماهی و سام هم با علاقه دنبالش کرده بودند.

اینجا یکی از قدیمی ترین عکاسی هایی بود که در تهران شروع به کار کرده بود

 

پیشنهاد نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
https://98ia3.ir/?p=5239
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • عسل : میشه کمک کنین چحور دانلد کنیم لینکی برای من نمیاد:(...
  • سنبل : هیچکدوووووووم از رماناتون رو نمیتونم دان کنم چراااااااااااا؟...
  • شیرین : دلفریب رو از کجا دانلود کنم؟؟...
  • Sanaz : چرا نمیتونم دانلود کنم؟...
  • s.k : سلام. من نمیتونم رمان بادصبا را دانلود کنم . لینکش نیست . چیکار کنم؟!...
  • دنيا : سلام . لینک دانلود رمان بادصبا نیست ؟ من نمیتونم دانلودش کنم چیکار کنم؟...
  • گمنام : سلام . چرا لینک دانلود رمان بادصبا نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...
  • .. : من نمیتونم دانلود کنم...
  • Mona : محشره...
  • محمد : نویسنده اش دست به قلم قوی ای داره...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.