دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

نام رمان: زود قضاوت کردی

ژانر: عاشقانه
نویسنده: سمیه آقاجانی

خلاصه:

خوب ما تو قصه مون یه دختر داریم . دخترمون نه چشمای رنگی داره نه لبای غنچه ای داره و نه چیز خاصی تو صورتش . ولی صورت معصومی داره . در عوض یه داداش داره که عاشقشه . دنیایی داره با داداشه . حالا پسری داریم که هم دانشگاهی دخترمونه اونم عاشق .ولی با فکر اینکه داداشه عشقه دختره هست یه کارایی میکنه . ببینم داستان چی میشه

میدونین چه حسی قشنگه ؟. اینکه وقتی چشمات و باز میکنی سایه دو تا چشم بیوفته به چشمتو و با لبخند بهت بگه صبح یخیر بهونه ی زندگی من . اونوقته که دنیات بهاری میشه و دلت پر از شادی.

پیشنهاد ما:

رمان همسایگی محرمانه|روژینا مرادی کاربر انجمن نود هشتیا

زندگی از آن من | مهدیه داوودی کاربر انجمن نودهشتیا

بخشی از رمان:

تا چشممو باز کردم و چشمم به ساعت خورد مثل جت از تخت خواب گرم و نرمم پایین پریدم و خودم و به دستشویی رسوندم . دست و صورتمو شستم و لباس تنم کردم و سریع خودمو به طبقه پایین رسوندم .
آخه خونه مون یه خونه ویلایی دوبلکسه که من عاشقشم . اتاق خوابامون بالان و آشپزخونه و پذیرای پایین . همین طور که داشتم تند تند پله ها روپایین مییومدم که …. چشمم خورد به داداش آرادم که مثل همیشه با آرامش مشغول خوردن صبحانش بود . منم چشم دوختم به تمام هستیم . آره من عاشق برادرم هستم برادری که برام همه چیزه.
اگه بگم از مامان و بابام هم بیشتر دوسش دارم دروغ نگفتم .

پیشنهاد ما:

دانلود رمان برزخ سرد نودهشتیا

دانلود رمان تو بخواه تا من عاشقی کنم نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
https://98ia3.ir/?p=12454
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • ram : قلم بسیار قوی و عالی داشت؛ موفق باشی نسترن جان❤...
  • ... : میتونم بگم یکی از بهترین رمان هایی بود که خونده بودم؛ فوق العاده بود....
  • ram : تبریک میگم نسترن جان عزیز♥ بسیار عالی، بی نقصه خیلی از خوندنش لذت بردم...
  • Bahar : خیلی خوب بود❤...
  • مرینا : عاااااااالی بود...
  • میرزایی : ،خیلی رمان قشنگ و کامل بود و من به معنای واقعی کیف کردم خسته نباشی عزیزم...
  • Parasto : خیلی قشنگ بود رمان فقط بحث خانواده خود آفتاب خیلی کمتر شد و میخواستم بدونم رفتار...
  • Farzaneh : عالیی بود نسترن جون ، واقعا زیباتر از این نمیتونست تموم بشه ، خسته نباشییی...
  • Bano : سلام نسترن جان خسته نباشے خوب وعالے بودولے حیف افتاب وعلے صاحب بچه نشدن معمولارم...
  • دلدار : خیلے قشنگ بوداصن ادم حس میکنه خودش هم داره باافتاب زندگے میکنه...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.