دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان زمرد نودهشتیا

دانلود رمان زمرد نودهشتیا

دانلود رمان زمرد نودهشتیا

دانلود رمان apk

خلاصه: مرصاد شوهر زمرد درست دو روز قبل از تولد پسرش مرتکب قتل میشه و زمرد که همه حتی خانوادش اون رو فراموش کردن مجبور میشه به پسر خالش زنگ بزنه…

پیشنهاد ما
رمان افق طلایی | mahdiye11 کاربر انجمن نودهشتیا
رمان طینت مجروح /MMMahdis کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از متن رمان
در سالن چندین مرد منتظرمان بودند. چندتاییشان از خانواده اسد بودند و باقی بادیگارد هایشان. چشمهایم تار میدید و حس میکردم روی زمین نیستم. اسد با سر به یکی از بادیگارد هایش اشاره زد. وقتی مرد تنومند به سمتم قدم برداشت خودم را سخت کردم.

دستانش را به زیر امیریل انداخت و محکم به سمت خودش میکشید تا از من جدایش کند.
با تمام توانم جیغ کشیدم و امیریل را به خودم فشردم اما خیلی زود از بین دستانم گرفتتش.

خواستم به سمت مرد هجوم بیارم ولی فریاد آشنایش با صدایی که صلابتش همه را میخکوب کرد در گوشم پیچید
_اینجا چخبره؟!

به او خیره شدم.
آخرین باری که دیده بودمش هفت سال پیش بود، من دوازده ساله و او بیست و چهار ساله بود
حالا یک مرد جا افتاده شده بود.
چهارشانه تر تنومندتر ؛ تکیه گاه تر…

باورم نمیشد اینجا رو به رویم ایستاده بود.
کت و شلواری مشکی به تن داشت و اخم هایش مثل همیشه درهم بود.

به سمتش قدم برداشتم و کنارش ایستادم
هنوز هم در برابر من ریز جثه ، نقش بابا لنگ دراز را ایفا میکرد.

چه قدر هم بابالنگ دراز شخصیت برازنده ای برایش بود. من همیشه جودی بودم و او بابالنگ درازم. دستم را آرام کنار دستانش قرار دادم و بهش خیره شدم.

ولی او به مردهایی که رو به رویش صف کشیده بودند نگاه می کرد…
نگاه وحشی اش را نمیگرفت تا آن ها حس برتری نکنند؛همانطور که نگاهش رو به جلو بود دستم را در دستان بزرگ و پهنش گرفت و فشار آرامی داد.

میخواست بگوید خیالت راحت من دیگر هستم
ولی برای من بیشتر به این معنا بود که زمرد تو دیگر خواب نیستی!
بابالنگ دراز برگشته…

پیشنهاد رمان
دانلود رمان آغوش کاکتوس نودهشتیا
دانلود رمان سکوت نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: زمرد
  • ژانر: عاشقانه_ اجتماعی_ تراژدی
  • نویسنده: ماحلی
  • طراح کاور: SADAT.82
https://98ia3.ir/?p=12128
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • fari : چطوری میتونم دانلود کنم؟ هرچی میزنم رو لینک دان نمیشه...
  • fari : چطور نیتونم دانلود کنم ؟؟؟ هرکارب میکنم نمیشه...
  • آرشیدا : چطور میشه دانلودش کرد ؟...
  • mahjoobe : chert bood...
  • دلربا : قلمتتت سبز...
  • دلربا : قامت سبز...
  • دلربا : عاااشقشمم دست به قلمش عالیه همیشه قامت سبز الهی...
  • سمیرا : چرا نمیشه دانلود کرد...
  • عسل : میشه کمک کنین چحور دانلد کنیم لینکی برای من نمیاد:(...
  • سنبل : هیچکدوووووووم از رماناتون رو نمیتونم دان کنم چراااااااااااا؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.