دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان خلاء نودهشتیا

دانلود رمان خلاء نودهشتیا

دانلود رمان خلاء نودهشتیا

مقدمه: در خلاء سرگردانم به دور از تمام باید و نبایدها به دور از تمام آمد و نیامدها…

ـ آره بابا، اتفاقا خیلی هم ازش راضی بود، دو تایی؟
ـ نه بابا، دو تایی که مزه نمی ده.
ـ باشه؛ پس به آنسیل هم بگو بیاد.
ـ مهمون شما هستیم دیگه؟
ـ زیاد زر نزن پسر، آره.
ـ باشه؛ پس ما نه آماده ایم،

پیشنهاد ما
رمان سی و هشت روز | somayeh.m کاربر نودهشتیا نودهشتیا
رمان آلمای آتش | اسطوره کاربر انجمن نودهشتیا

-کجا بریم؟
ـ خبرش رو بهت می دم، فعلا یه کم کارهام مونده، بای.
تماس رو قطع کردم و دوباره شماره گرفتم.
ـ سلام توری جون، چطوری؟ ما رو نمی بینی خوشحالی؟
ـ سلام، قربون اون قد و بالات برم، خوبی مادر؟ چه عجب یه زنگی زدی؟
ـ ممنونم عزیزم، ببخشید، به خدا خیلی کار داشتم.
ـ اشکال نداره، همین که به یادمونی خودش خیلیه.
ـ مامانم اون جاست؟ بی زحمت گوشی رو بهش می دید؟ ـ چند لحظه گوشی دستت پسرم. ـ جانم قربونت برم؟
ـ سلام شهربانو خانوم، خوب هستی؟ قربون صدات برم، خوبیم، تو چطوری؟
بعد از صحبت با مادرم که انگار تموم دنیا رو بهم دادن گوشی رو قطع کردم. و از ته دلم آرزو کردم که ای کاش کنارشون بودم .این قدر دلم براشون تنگ شده بود که با اون همه غروری که داشتم، بازم بعضی از شب ها وقتی یاد پدر و مادرم می افتادم گریم می گرفت .خدا رو شکر از طریق اینترنت می تونستم چهرشون رو ببینم .با کلی افکار و برنامه هایی که تو سرم رژه می رفتن به خونم رسیدم .در رو باز کردم و کفش هام رو در آوردم .اوف، چقدر این جا کثیف شده؛ باید به یکی از مراکز زنگ بزنم و درخواست یه کارگر بدم .این قدر درگیر کارهای مدرکم بودم که این مدت متوجه ی خونه نشدم که چقدر ریخت و پاش کردم .یه سالن پذیرایی بزرگ که ترکیب رنگش کرم قهوه ایی بودن

پیشنهاد نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
https://98ia3.ir/?p=8102
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • سحر : دوست دارم رمانهای نودهشتیارو عالین...
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
  • Narges.sh : داستانی بسیار خوب و تراژدی نابی بود. قلم زیباتون سبب شد از خوندن این داستان نهای...
  • عاطفه شعبان پور : سلام جانم این رمان در حال حاضر فقط در همین صفحه برای دانلود قرار داره که میتونید...
  • عاطفه شعبان پور : سلام خیلی ممنون بنظرم اگر منت بگذارید ئ مطالعه کنید بهتره تا من بخوام بگم پایانش...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : فدات بشم الیف مهربونم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.