دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان جان شهرزاد نودهشتیا

دانلود رمان جان شهرزاد نودهشتیا

دانلود رمان جان شهرزاد نودهشتیا

دانلود رمان برای گوشی

خلاصه: داستان از جایی شروع شد که پدرم روانه بیمارستان شد! بله، شروع خوبی برای داستان من نبود. به قدری درگیر حرص از باعث و بانی این اتفاق بودم که به جنون رسیده بودم. اما این نمی‌تونست پایان قصه‌ای باشه که با غم شروع شده بود. پس من ادامه دادم، تا پایان بهتری رقم بزنم… یک پایان دونفره.

پیشنهاد ما
رمان رویای آزادی | یلدا اسماعیلی کاربر نودهشتیا نودهشتیا
رمان شمّور |نیکتوفیلیا کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از رمان

– آروم باشید. میرم واستون آب بیارم.. ایشالا که خطر رفع میشه. وکیلی دوست گرمابه گلستان پدرتونه. من نمیدونم چیشده!

کلافه و عصبانی روی صندلی میشینم و صورتم و با دستام میگیرم. بغضم‌میشکنه. توی این دنیای بی در و پیکر فقط بابا حامد رو دارم و خدا کنه لااقل به اون رحم کنه و نگهش داره واسم.

– سلام خانم!

سر بلند میکنم. با دیدن مرد جوون و قد بلندی مقابلم که چشماش نه دوستانس نه آشنا می ایستم و بی حوصله میگم:

– سلام!

– وکیلی هستم. پسر شریک پدرتون. حالشون چطوره؟

با اخم و عصبانیت بلند میشم. تیپ سرتاپا مشکیش و خون سردیش اعصابم و بیشتر بهم میریزه:

– برید دعا کنید چیزیش نشه!

– پدر من نمیخواسته این اتفاق بیفته. اصرار کرد بیام فقط یه خبر از پدرشما…

– چیزیش بشه، دودمانتون و به باد میدم!

اخم میکنه. توی این حال و هوا هم نمیتونم پیش خودم اعتراف نکنم چهرش بیش از جد جذاب و پر جذبس!

– بنده حالتون و درک میکنم. منتها شما هم احترام خودتون و نگه دارید. گفتم اتفاقی بوده!

سعادت که میرسه، نمیتونم جواب این بچه پررو رو بدم. دستشو روی شونه ی وکیلی میزاره:

– جانیار؟

مرتیکه ی نفهم با اون اسم لوست. جانیار عینک توی دستشو و روی موهاش میزاره و سمت سعادت برمیگرده:

– سلام اقای سعادت!

– سلام پسر. چیشد پدرت؟

– همه ی ماجرارو بی کم و کاست برای بازپرس تعریف کرد!

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان در جوار تو نودهشتیا
دانلود رمان سکوت نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: جان شهرزاد
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: رز آبی
  • طراح کاور: N.a25
https://98ia3.ir/?p=12061
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • نگین : عالی بود زیبا بود زیاد زیاد زیاد ممنون چطوری میتونم تعریف کنم اخه...
  • دلوین : عالی بود تشکر فراون...
  • ثمین : تنکس از شما عالی بیست بود...
  • فاطمه : عالی بود ممنون از سایتون...
  • تینا : تشکر از سایتونن بازم رمان بزارید...
  • فایزه : سلام خسته نباشید عالی بود ممنون...
  • شکوفه : واقعااااا ممنونم از شما...
  • فاطمه : دانلود شد تشکرررررر...
  • Kimia : با تشکر از نویسنده از قلم قویتون...
  • آتی : لینک دانلود برا من بود تشکر از سایتونن...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.