دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان ثروت عشق نودهشتیا

کنار خیابان وایساده بودم… کفش ها و لباس هایی که از فرانک قرض گرفته بودم هویت واقعی ،
منو پنهان میکرد….
-لعنتی بیا دیگه از دست این پسرا

پیشنهاد ما

بخشی از رمان

آفتاب چشمانم را اذیت میکرد. استرس داشتم .این کار خیلی ریسک داشت ، …یک لحظه پشیمان
شدم و خواستم برگردم اما ناگهان بنز سیاهش را دیدم که به سمتم میاد… خودشه …همونی که
دیروز توی پارک بهم شماره داده بود… همونی که برق ساعت مارکدارش چشممو زده بود .بوق زد
» بپر باال خانوم خوشگله! «:و گفت
حالم ازش به هم میخورد… از همه ی پولدارا …اما به هرحال مجبور بودم ،آره به خاطر عرفان ،
. که یه عمر مدیونشونم ،ارسالن
با همه ی این فکر و خیاال در ماشینشو باز کردمو سوار شدم. چشمکی زد و گفت چه خبرا؟ «:
»راستی گفتی اسمت چی بود؟
سمانه. خب سمانه.بریم کافی شاپ؟. هرجایی که عشقت میکشه. خیلی خب رسیدیم به گرانترین کافی شاپی که تو اون محل وجود داشت. من بستنی سفارش دادم و اون
قهوه. وقتی که میخواست بره قهوشو از پیشخوان بگیره فهمیدم وقت اجرای نقشمه ، .سریع
» خودم میرم میارمش! «:گفتم
خیلی سعی کردم صدام نلرزه… و تا حدودی موفق شدم!
از جام بلند شدم و کیفمو محکم به خودم چسبوندم. رفتم سمت پیشخوان و اطرافم را به دقت
پاییدم تا کسی حواسش بهم نباشه. بعد دارویی رو که داشتم توی قهوش ریختم .خوشبختانه
کسی حواسش بهم نبود. خودشم سرشو رو میز گذاشته بود .کارم که تموم شد قهوه رو براش
بردم.
بفرمایید! دست گلت درد نکنه. خب چند سالته عزیزم؟ -مگه برات مهمه

تو چی؟ ۲ معلومه! .همونطور که بهم چشم دوخته بود قهوشو خورد.منم بستنیمو خوردم ۲ .ناخودآگاه لبخندی گوشه ی
لبم اومد.
حالت«: آخرین جرعه ی قهوشو هم سرکشید و یک دفعه اخماش رفت تو هم. ازش پرسیدم
»خوبه؟
نه دلم درد میکنه.

پیشنهاد نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
https://98ia3.ir/?p=8357
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • Anonymous
    جمعه 24 آوریل 2020 | 10:19 ق.ظ

    موضوع بدی نداشت گرچه خاص و نو نبود.اما گاهی داستان کاملا غیر منطقی میشد.حیف که نویسنده هامون به اندازه کافی درباره موضوعاتی که مینویسند مطالعه ندارند و فکر میکنند صرف اینکه درباره عشق بنویسند کافیه

  • Anonymous
    شنبه 2 می 2020 | 7:28 ب.ظ

    بهرحال همین که شجاعت نوشتنو داری باید بهت تبریک گفت
    امیدوارم روزاهای عالی رو در این زمینه در پیش داشته باشی

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • Fati : از کجا دانلود کردید ممنون میشم به منم بگید اخه داخل سایت نیست که بشه دانلود کرد...
  • Fati : سلام شما کجا این رو میخوندی ممنون میشم اگه بهم بگید...
  • زری : رمان جذاب و متفاوتی بود ممنون از قرارگیری این رمان عالی...
  • Nik : سلام خسته نباشید به نویسنده رمان خوبی بود ممنون از نگارش قشنگتون...
  • مهی : رمان زیبایی بود پسندیدم...
  • Mar : سلام این رمان با قلم فوق العاده جذابش واقعا دلنشین بود خیلی خیلی سپااااس...
  • نیما : رمان خوبی بود ولی شروع جذاب و متفاوتی نداشت...
  • نگار : رمان قشنگی بود واقعا به دلم نشست ایده و شخصیت پردازی بینظیرش...
  • زهرا : چرا من نمی تونم این کتاب رو دانلود کنم اصلا لینک دانلود نداره...
  • سارا : چه رمان محشرررری واقعا پیشنهاد میشههه...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.