دانلود رمان | نودهشتیا مرجع رمان رایگان با لینک مستقیم

دانلود رمان برادرانه نودهشتیا

 

رمان روایت زندگی دو تا برادر هستش که خانواده‌شون رو توی بچگی از دست دادند. برادر بزرگ تر اما هیچ وقت نمیذاره که

برادر کوچیک تر کمبودی احساس کنه.

تموم زندگیش رو به پای اون می ذاره تا برادرش توی آرامش باشه. از عشق زندگیش دست

میکشه و هر بار توی مشکلات به فریاد برادرش می رسه اما… اما

برادر کوچیک تر سر یه لجبازی، تموم خوبی های برادرش رو فراموش می کنه و از برادرش دور می شه و زندگی خودش رو

نابود می کنه اما باز هم برادر بزرگ تر فرشته‌ی نجاتش می شه…

*پایان خوش*

*رَفتَن هَمهـ ولے نَتَرس مَن کهـ طَرفدارِ توأمـ*

قسمتی از متن رمان :نودهشتیا

(بیست سال قبل زمانی که شروین «برادر بزرگ تر» ده سالش بود.)

با تعجب داشتم به پدر و مادرم که داشتند تند تند لباس هاشون رو داخل چمدون می ذاشتن نگاه می کردم. جلو تر رفتم.
-بابا کجا می خوایید برید؟ ما تنها چیکار کنیم؟
بابا به سمتم اومد و دست هاش رو روی شونه هام گذاشت و آروم فشرد.
-گل پسر بابا، ما می ریم کرج پیش عمه‌ت حالش خوب نیست و داره نفس های آخر رو می کشه. تو و شاهین خونه باشید به سارا خانومم می گم بیاد پیشتون.
خواستم چیزی بگم که دستی به موهام کشید و توی چشم هام زل زد.
-بابا جان ما مجبوریم که بریم و مجبوریم که این بار شما رو توی خونه بزاریم و تنها بریم. مواظب داداشت باش.
پام رو روی زمین کوبیدم.

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
https://98ia3.ir/?p=4318
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات متنی
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع رمان رایگان با لینک مستقیم " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.