دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا
دانلود رمان اکیپ نامزدهای اجباری نودهشتیا

دانلود رمان اکیپ نامزدهای اجباری نودهشتیا

نام رمان: اکیپ نامزد های اجباری

ژانر: عاشقانه
نویسنده: کیانا بهمن زاد

خلاصه رمان:
یه اتفاق در گوشه ای دنیا…
شاید دلیل محکمی برای وجود منو تو باشد
منو تویی که در کنار هم سر…
یه بازی بچگانه…
یه حماقت احمقانه…
یه تصادف عاشقانه…
یه نگاه دلبرانه…
به سمت هم جذب شدیم
هر کدوم با افکار و نقشه هایی که داشتیم
اما در نهایت مسیرمون تغییر کرد
قطار زندگی ترمز کشیدو منو تو
با کله توی قلب های هم پرت شدیم

پیشنهاد ما:

رمان آنهدونیا | Maria کاربر انجمن نودهشتیا

رمان مافوق قلبم | نیایش خطیب کاربر انجمن نودهشتیا۱

قسمتی از رمان

(سونیا)
با هولی به ساعت مچیم نگاهی میندازم و با غر غر هرچی فحش بلد بودم نثار میلان کردم
_خدا بگم چی کارت کنه از شرت خلاص بشم پسره نفهم یعنی اگه دانشگام دیر نشده بود بلایی سرت میاوردم که مثل همیشه بابا و مامان برای نجات دادنت واسطه بشن عه عه عه چه قدر بهش رو دادما تقصیر خودمه دیگه یه بچه مدرسه ایرو پرو کردم
همونطور که با سرعت اونم با پراید:/توی خیابون به سمت دانشگاه میروندم بین لیست آهنگام دنبال یه آهنگ گشتم که اعصابمو آروم کنه و بهم انرژی بده به وقتش باید انتقام اینکه توی نیمرو صبحونم سه کیلو نمک ریخته بودو ازش بگیرم وگرنه دل من خنک نمیشه میدونستم اگه ایندفعه هم دیر برسم استاد دولتی بلایی سرم میاره که اون سرش ناپیدا از طرفی هم امروز امتحان داشتیم منم که کاملا فول دیگه هیچ غمی نداشتم اصلا:

پیشنهاد ما:

دانلود رمان آن سالها نودهشتیا

دانلود رمان نور چشمانم باش نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
https://98ia3.ir/?p=12442
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • ram : قلم بسیار قوی و عالی داشت؛ موفق باشی نسترن جان❤...
  • ... : میتونم بگم یکی از بهترین رمان هایی بود که خونده بودم؛ فوق العاده بود....
  • ram : تبریک میگم نسترن جان عزیز♥ بسیار عالی، بی نقصه خیلی از خوندنش لذت بردم...
  • Bahar : خیلی خوب بود❤...
  • مرینا : عاااااااالی بود...
  • میرزایی : ،خیلی رمان قشنگ و کامل بود و من به معنای واقعی کیف کردم خسته نباشی عزیزم...
  • Parasto : خیلی قشنگ بود رمان فقط بحث خانواده خود آفتاب خیلی کمتر شد و میخواستم بدونم رفتار...
  • Farzaneh : عالیی بود نسترن جون ، واقعا زیباتر از این نمیتونست تموم بشه ، خسته نباشییی...
  • Bano : سلام نسترن جان خسته نباشے خوب وعالے بودولے حیف افتاب وعلے صاحب بچه نشدن معمولارم...
  • دلدار : خیلے قشنگ بوداصن ادم حس میکنه خودش هم داره باافتاب زندگے میکنه...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.