دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا
دانلود رمان ارباب سالار نودهشتیا

دانلود رمان ارباب سالار نودهشتیا

نویسنده: leily

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۵۳۸

خلاصه رمان:

دختر قصه سوگلی نیست… نازپرورده نیست… با داشتن پدر هیچ وقت مهر پدری نداشته… همیشه له شده و همین له شدناش هیچ غروری رو برای اون باقی نزاشته. دختر قصه مغرور نیست؛اتفاقا خیلی هم مهربونه. حتی برای اونایی که بهش بد کردن. اما پسر قصه…تا دلت بخواد غرور داره…خودخواهه و از خود راضی …

پیشنهاد ما:

❄رمان مثوی شیفتگی❄ کاربر انجمن نودهشتیا

رمان تقدیر واژگون | فاطمه اکبری کاربر انجمن نودهشتیا 

بخشی از داستان:

 داستانه یه دختره دختری که همیشه تنها بوده مثل رمانای دیگه.

دختره قصه سوگولی نیست ناز پرورده نیست

با داشتن پدر هیچ وقت مهر پدری رو نداشته همیشه له شده و همین له شدناش هیچ غروری رو برا اون باقی نذاشته

دختره قصه مغرور نیس اتفاقا خیلیم مهربونه حتی برا اونایی ک بهش بد کردن…..
اما پسر قصه….
تا دلت بخواد غرور داره خود خواهه و از خود راضی بالاخره کم کسی نیست که اربابه اررررررباب

بخشی از پارت اول : مثل همیشه تو اتاق بیکار نشسته بودم حوصلم خیلی سررفته بود از رو تخت بلند شدم واز اتاق خارج شدم.
بابا اومده بود.

بابارو خیلی دوست داشتم اما هیچ وقت دلیل این همه نامهربونیاش نسبت به خودمو درک نمیکردم!!!

قبول داشتم بعضی وقتا عصبانیش میکردم اما بابا همیشه برای من حوصله نداشت و از دستم عصبانی بود!!

اقا(بابای بابا)خدابیامورز هم همیشه همین جوری بود تا یادم میاد با من رفتار خوبی نداشت.

از اتاق که خارج شدم بلند سلام کردم بابا مثل همیشه جوابم رو با اخم داد ولی مامان باخوش رویی به سمتم برگشت

پیشنهاد سایت نودهشتیا:

دانلود رمان یغمای بهار نودهشتیا

دانلود رمان زندگی زناشویی نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
https://98ia3.ir/?p=12432
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • ram : قلم بسیار قوی و عالی داشت؛ موفق باشی نسترن جان❤...
  • ... : میتونم بگم یکی از بهترین رمان هایی بود که خونده بودم؛ فوق العاده بود....
  • ram : تبریک میگم نسترن جان عزیز♥ بسیار عالی، بی نقصه خیلی از خوندنش لذت بردم...
  • Bahar : خیلی خوب بود❤...
  • مرینا : عاااااااالی بود...
  • میرزایی : ،خیلی رمان قشنگ و کامل بود و من به معنای واقعی کیف کردم خسته نباشی عزیزم...
  • Parasto : خیلی قشنگ بود رمان فقط بحث خانواده خود آفتاب خیلی کمتر شد و میخواستم بدونم رفتار...
  • Farzaneh : عالیی بود نسترن جون ، واقعا زیباتر از این نمیتونست تموم بشه ، خسته نباشییی...
  • Bano : سلام نسترن جان خسته نباشے خوب وعالے بودولے حیف افتاب وعلے صاحب بچه نشدن معمولارم...
  • دلدار : خیلے قشنگ بوداصن ادم حس میکنه خودش هم داره باافتاب زندگے میکنه...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.