دانلود رمان | نودهشتیا مرجع رمان رایگان با لینک مستقیم

دانلود رمان اجباری نودهشتیا

IMG 20210507 WA0008 300x300 - دانلود رمان اجباری نودهشتیا

خلاصه‌ی رمان : کاش می شد برای چند ساعت مُرد…
آن وقت است که می فهمی چه شخصی برایت دق می کند…
چه شخصی ذوق می کند!! دلم ساعتی مردن و خواب آرام می خواهد؟
قسمت و بهره خیلی ها شده، نوبت من هم روزی خواهد شد؟…

پیشنهاد ما

قسمتی از متن رمان محکوم به عذاب
دیگه آبی تو بدنم باقی نمونده بود که به اشک تبدیل شه!
هق هق کنان از جایم بلند شدم و لباسم را پوشیدم.
در رو باز کردم و از خانه خارج شدم، پله ها رو بالا رفتم! منزل ما تو زیرزمین بود.
خواستم در خروجی رو باز کنم که صدای خش دار فروغ متوقفم کرد…

-آهای دخترجان! به جای این که بری دنبال خوش گذرونی، بیا این اجاره خانه منو بده. وسایلت رو میندازم بیرونا!
پوزخندی زدم و موهام رو داخل کلاه فرو کردم و در رو کوبیدم!
کدوم وسایل؟!
مبل های کهنه ای که تا روش می نشینی چند بار صدا می ده یا فرش های رنگو رو رفته و وسایل قدیمی که به درد سمساری هم نمی خوره؟!
به سرکوچه رسیدم. مثل همیشه تماشای یک محله داغون و استشمام بوی آزاردهنده سیگار و مواد بهم تحمیل شد…
طبق عادتم، آستین های لباسم رو تا نوک انگشتانم کشیدم و نگهشون داشتم!
کلاه رو جلوتر کشیدم و راه افتادم.
خیره شدن به نم و شکاف دیوارهای خانه حوصله ام رو سر برده بود!
بیرون هم کار خاصی ازم برنمی اومد.
من که بخاطر وضعیت خرابمون مجبور به ترک تحصیل شدم! چه قدر رویا و آرزو داشتم!
اما بابا، با به زبان آوردن آن جمله…

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
  • admin
  • 29,940 views
https://98ia3.ir/?p=8381
لینک کوتاه مطلب:
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات متنی
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع رمان رایگان با لینک مستقیم " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.