دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود رمان آفرودیته نودهشتیا

دانلود رمان آفرودیته نودهشتیا

دانلود رمان آفرودیته نودهشتیا

دانلود رمان جنایی

خلاصه: داستان در لوکیشن اسپانیاست. عشقی آتشین بین مرد ایرانی تبار و دختری اسپانیایی. آرون نیکزاد، مربی رشته ی تخصصی تیر و کمان، از تیم ملی ایران جدا شده و با مهاجرت به شهر بارسلون، مربی دختری به اسم دیانا می شود… دیانا یک دختر اسپانیایی اصیل است، با شیطنت هایی خاص و البته، کمی دست و پاچلفتی و در مقابلش، مردی از ایران با جدیت و سردی شخصیت…

پیشنهاد ما
رمان فاطوش| نوشین سلمانوندی کاربر انجمن نودهشتیا
داستان ریل تعلیق| نیکتوفیلیا و نرگس شریف کاربرانجمن نودهشتیا

برشی از متن رمان

ـ دیگو، ۳۰ ساله توی این حرفه داره کار می کنه. مردای ایالت نابارای، قبل از هرچیز یاد می گیرن چطور یه گلادیاتور باشن و با یک گاو بجنگن. ازش توقع سختی نداشته باش.

سری تکون دادم. حق با اون بود و متأسفانه من هیچ وقت نمی تونستم این واقعیت رو تغییر بدم. نفس عمیقی کشیدم و فنجون قهوه رو به لب هام چسبوندم. احساس می کردم میزان شکرش کمه.

ـ راستی، تونستی مرکزی برای آموزش رشته ای که می خوای پیدا کنی؟

فنجون رو روی میز برگردوندم. یک قاشق سرپر شکر داخلش ریخته و شروع کردم به هم زدنش. من عاشق بوی قهوه بودم…همین هم باعث می شد همیشه آماده کردنش رو توی این خونه ی دونفره به عهده بگیرم.

ـ اوهوم. یه آموزشگاه نزدیک به ساختمان دانشگاه. البته نتونستم مربی رو ببینم. اما با مسئولش صحبت کردم و قرار شد بعد از اتمام فستیوال مرسه به اون جا برم.

کف دست هاش رو بهم کوبید.

ـ از ته قلب می خوام یک مربی جوون باشه. می دونی…کمی خجالت آوره که تو هنوز نتونستی هیچ پارتنری برای آینده ات پیدا کنی.

خندیدنم با صدای بلندی همراه بود. از نظر لوسیا داشتن یک پارتنر با تجربه، چیزی بود که هر دختری بهش نیاز داشت. دقیقا به همین دلیل هم اون دوشب در هفته رو خونه نمی اومد و به آپارتمان آلوارو می رفت. چیزی که من در سن بیست و دوسالگی هیچ وقت نتونسته بودم بهش برسم. اون…همیشه من رو یک بی عرضه ی خنگ خطاب می کرد.

ـ من نمی دونم چندسالشه، فقط شنیدم اهل آسیا و خاورمیانه است.

چهره اش درهم شد و خیلی جدی زمزمه کرد.

ـ اوه خدای بزرگ، سعودی؟

سری به چپ و راست تکون دادم. حالا می شد گفت طعم قهوه بهتر شده بود. شکری که اضافه کرده بودم تأثیر مستقیمی در این بهبود داشت.

ـ من هم این سوال رو پرسیدم اما گفتن نه.

خوبه ای گفت و درحالی که فقط یکی از نون ها رو خورده بود از جاش بلند شد. بعد هم با چرخیدن دور میز به سمت من اومد و صورتم رو محکم بوسید.

ـ فقط مواظب باش. من می رم بیرون و شب نمیام.

____________

*سعودی منظور عربستان است.

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان سیرک سلاخی نودهشتیا
دانلود رمان در جوار تو نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: آفرودیته
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: زهرا ارجمندنیا
  • طراح کاور: _Hadiseh_
https://98ia3.ir/?p=12008
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • fari : چطوری میتونم دانلود کنم؟ هرچی میزنم رو لینک دان نمیشه...
  • fari : چطور نیتونم دانلود کنم ؟؟؟ هرکارب میکنم نمیشه...
  • آرشیدا : چطور میشه دانلودش کرد ؟...
  • mahjoobe : chert bood...
  • دلربا : قلمتتت سبز...
  • دلربا : قامت سبز...
  • دلربا : عاااشقشمم دست به قلمش عالیه همیشه قامت سبز الهی...
  • سمیرا : چرا نمیشه دانلود کرد...
  • عسل : میشه کمک کنین چحور دانلد کنیم لینکی برای من نمیاد:(...
  • سنبل : هیچکدوووووووم از رماناتون رو نمیتونم دان کنم چراااااااااااا؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.