دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا
دانلود رمان آرکا نودهشتیا

دانلود رمان آرکا نودهشتیا

نام رمان: آرکا
نویسنده رمان: ناشناس
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحه ۱۷۱۵
خلاصه رمان آرکا نودهشتیا:

یک هکر دروغ رو دوست نداره و احتمالا با یک دروغ ساده کل ارتباطش رو با شما خراب می کنه! فهمیدن حقیقت هم براش سخت نیست. چون به داخل هر چیزی (ذهنتون یا سیستم‌تون … ) به راحتی دسترسی داره، پس بهتره همیشه باهاش صادق باشید یا ازش فاصله بگیرید….! البته فاصله گرفتن به نفع تونه، چون: ” بودن با یک هکر به شدت خطرناکه ”.

پیشنهاد نودهشتیا:

رمان دروغ شیرین، دروغ تلخ|Mehranehکاربر انجمن نودهشتیا

رمان پروژه انتقام ملودی | نارسیس بانو کاربر انجمن نودهشتیا

بخشی از رمان

از شدت خستگی خمیازه ای کشیدم و خواستم کنترل هواپیما رو از دستی به سیستم اتوپایلوت «خلبان خودکار» تغییر بدم که همون لحظه آدرس جدیدی از طریق موج رادویی و GPS برام فرستاده شد. متعجب نگاهی به آدرس جدید، که روی نقشه ی هواپیما قرار گرفته بود انداختم و با تردید دستم رو به سمت بی سیم دراز کردم. آخه چرا درست زمانی که دارم به مقصد می رسم، رئیس باید آدرس رو عوض کنه؟ نکنه اتفاقی بدی افتاده!؟

با این فکر، تند دکمه اتصال بی سیم رو فشردم و زیره لب نجوا کردم:
_کد ۴ صحبت می کنه…لطفا جواب بدید!
صدایی به گوش نرسید. دوباره گفتم:
_کد ۴صحبت می کنه…لطفا درمورد این تغییر ناگهانی مقصد توضیح بدید.
باز هم سکوت! انگار کلا ارتباط من با مرکز قطع شده بودش. سابقه نداشت که از این اتفاقا بیوفته، مخصوصا الان که در حال انتقال اطلاعات و اشیا با ارزشی هستم.

وقتی دیدم کسی جوابم رو نمیده و ارتباط قطع، کلافه بی سیم رو سره جاش گذاشتم و کنترل هواپیما رو در دست گرفتم. باید می رفتم به آدرس جدید! قطعا رئیس یه چیزی می دونسته که این مقصد رو برام مشخص کرده. هواپیما رو، به طرف آدرس جدید هدایت کردم تا اینکه بعد از حدودا یک ربع، به نزدیکی یک باند متروکه رسیدم. پرنده پر نمی زد و حتی خبری از افراد رئیس در این باند نبود! مونده بودم فرود بیام یا نه!؟

دانلود رمان آرکا نودهشتیا

پیشنهاد نودهشتیا:

دانلود رمان قلب های زنگ زده نودهشتیا

دانلود رمان باجه موذی گری نودهشتیا

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
https://98ia3.ir/?p=12381
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • ram : قلم بسیار قوی و عالی داشت؛ موفق باشی نسترن جان❤...
  • ... : میتونم بگم یکی از بهترین رمان هایی بود که خونده بودم؛ فوق العاده بود....
  • ram : تبریک میگم نسترن جان عزیز♥ بسیار عالی، بی نقصه خیلی از خوندنش لذت بردم...
  • Bahar : خیلی خوب بود❤...
  • مرینا : عاااااااالی بود...
  • میرزایی : ،خیلی رمان قشنگ و کامل بود و من به معنای واقعی کیف کردم خسته نباشی عزیزم...
  • Parasto : خیلی قشنگ بود رمان فقط بحث خانواده خود آفتاب خیلی کمتر شد و میخواستم بدونم رفتار...
  • Farzaneh : عالیی بود نسترن جون ، واقعا زیباتر از این نمیتونست تموم بشه ، خسته نباشییی...
  • Bano : سلام نسترن جان خسته نباشے خوب وعالے بودولے حیف افتاب وعلے صاحب بچه نشدن معمولارم...
  • دلدار : خیلے قشنگ بوداصن ادم حس میکنه خودش هم داره باافتاب زندگے میکنه...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.