دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود دلنوشته زنده زار نودهشتیا

دانلود دلنوشته زنده زار نودهشتیا

دانلود دلنوشته زنده زار نودهشتیا

نام کتاب: زنده زار
نام نویسنده: علی حیدری کاربرنودهشتیا
<<www.98ia3.ir>>
مقدمه: گاهی هم به خودم فکر می کنم؛ به خودمان؛ به همه ی آن هایی که ما را می شناسند و نمی شناسند.
خنده های نه از ته دلشان، گریه های بر حسب عادتشان، شادی های زود گذر و غم های ماندنی، عشق های رنگ باخته و صداقتی گم شده در کلام!
فقط گاهی به این فکر می کنم؛ به زنده های اطرافمان و به دنیایمان؛ زنده زار …

پیشنهاد ما
رمان تشنج | otayehs کاربر انجمن نودهشتیا
رمان شال وارِش| روشنا اسماعیل زاده کاربر انجمن نودهشتیا

پ.ن:
ایهام زنده زار:
۱ جایی پر از موجود زنده!
۲ غم جان دار!
رابرت فقط شش سال دارد …

رابرت بعد از ظهری ساکت، در خیابانی تنها رکاب می زد و خوشحال بود. باید برای شب به خانه باز می گشت. دوستانش با ظرف کیک و شمعی شش ساله روی آن منتظرش بودند و او نیز که بی درنگ منتظر غروب خورشید بود، تند و تند رکاب می زد و خورشید از او دورتر می شد. گویی رکاب رابرت خورشید را وادار به خداحافظی می کرد.
حال رابرت هر روز در همین ساعت رکاب زنان راهی خانه می شود و خورشید هم به سرعت رکابش دور می شود. نمی تواند رکاب نزند چرا که خورشید غروب نمی کند و هرشب رابرت با همین امید به آغوش گرم خانواده اش بازمی گردد. کار مهمی به او واگذار شده … غروب خورشید … !
رابرت فقط شش سال دارد …
***
دلتنگی …

دلتنگ کسی بودن زیباست؛ ولی اینکه دلتنگ کسی باشی که از او دلگیری، از آن هم زیبا تر است.
می دانی در حقت بدی کرده، نامردی کرده، بی وفایی کرده ولی باز دلت برایش تنگ می شود.
این دلتنگی نه از عادت است و نه از وابستگی.
این دلتنگی نداییست از جانب دل که همواره به سوی محبوب می خواند حتی اگر محبوب آنقدرها هم محبوب نباشد!
***
سوختن و ساختن …

گاهی اوقات خوشی زیر دلمان می زند
گاهی آنقدر غمناکیم که خواهان مرگیم،
گاه دلتنگ و گاهی خسته و گاه چونان سنگ مقاوم،
چونان شب دلگیر و گاه چون درختی تنها در پاییز.
اما گاه یکرنگ می شویم. گویا خوشی فرار کرده و درد جای خوش کرده و نمی رود که نمی رود.
ولی می شود ساخت؛ همچون درخت که ساخت، سوخت و بی برگ شد، خشک شد اما
ساخت.

دانلود رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
https://98ia3.ir/?p=4790
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
تبلیغات
امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • هستی : لینک دانلود گذاشتین؛اما چیزی برای دانلود نیست...
  • niayesh1389 : نسترن عزیزم زحمت کش انجمن رمانت فوق العاده و بسی زیبا بود برات آرزوی موفقیت، سلا...
  • admin : سلام روی کادر قرمز رنگ دانلود با فرمت پی دی اف بزنید...
  • بی نام : سلام خیلی قشنگ بود اینکه احساسش واقعی بود و واقعا به حال افتاب گریه کردم خسته نب...
  • پری : من فصل اولشو خوندم عالی بود اما متاسفانه نتونستم هنوز فصل دومشو بخونم دان نمیشه...
  • shirin : سلام شب شما بخیر تبریک بابت قلم زیباتون تا اینجا که از قلم نویسنده لذت بردم موضو...
  • مهری : رمان خوبی بود از این جهت که به واقعیت نزدیک تر بود و مثل خیلی از رمانا تخیلی و ت...
  • ریحانه محمدی : داستانش زیبابود به خصوص که تجربه ای از احتیاط بیشتر یک زن در مواجه با مرد غریبه...
  • طبیه شیرازی : خیلی قشنگ بودومتفاوت ممنون...
  • مهسا : متاسفانه من نمیدونم چرا نمیتونم دانلود کنم نسخه PDF رو شما کمکم میکنید؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.