دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود داستان عینک خارق العاده نودهشتیا

Fatemeh. benنام نویسنده :
نام داستان : عینک خارق العاده
ژانر : فانتزی ، تخیلی
خلاصه : به نام خالق پیدا و پنهان که پیدا و نهان داند به یکسان
عینک خارق العاده
به عینک عجیبی که تو دستم بود، خیره شدم. قیافه اش شبیه خیلی از عینک هایی بود که مردم به صورتشون می زدن. اما وقتی اون رو به صورتت می زنی، چیزهایی رو با اون می بینی که چند دقیقه ، چند ساعت و یا حتی چند ماه بعد برات اتفاق می افته.. باورم نمی شد!

پیشنهاد ما

حتما براتون سوال هست که این عینک از کجا اومده ؟!
خب دو یا سه ماه پیش توی راه مدرسه بودم که چشمم به چیزی خورد، که زیر خاک می درخشید. کمی با پام، خاک ها رو کنار زدم و این عینک رو دیدم. اولش می خواستم بی تفاوت از کنارش رد بشم؛ اما وقتی دیدم همه جاش سالم هست، برداشتمش .حالا شاید با خودتون بگید: عجب آدمی هستی شاید مال کسی بوده و گمش کرده!
در این مورد باید بهتون بگم که من تا چند هفته اون جا پرسه می زدم؛ تا ببینم کسی دنبال عینکش می آد یا نه! اما کسی نیومد. من هم عینک رو برای خودم برداشتم .هنوز به کسی راجب اون چیزی نگفتم. اما یکی از دوست هام هادی، بوهایی برده که فکر کنم باید بهش همه چیز رو بگم…
اخیرا اتفاقی افتاد، که راستش دیگه می ترسم این عینک رو به چشمم بزنم ..اما شاید براتون جالب باشه بدونید، اولین باری که این عینک رو به چشمم زدم چه اتفاقی افتاد؟
راستش بعد از مدرسه، وقتی به خونه رسیدم، خوب عینک رو تمیز کردم و به چشم هام زدم. جلوی آینه ایستادم. اول همه چیز معمولی بود و خودم رو با عینک توی آینه دیدم. اما بعد ازیک یا دودقیقه تصویری جلوم ظاهر شد. از دعوای من با یه پسر گردن کلفت … دوست هام بودن، که با دست زدنشون من رو تشویق می کردن.
با دیدن این صحنه، سریع عینک رو از چشمم برداشتم توی آینه به خودم خیره شدم اولش وحشت کرده بودم و با تعجب به عینک نگاه می کردم. دقت که کردم ، دیدم

پیشنهاد نودهشتیا

 

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
https://98ia3.ir/?p=5908
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • َA
    سه‌شنبه 12 نوامبر 2019 | 3:53 ب.ظ

    این یه داستان کوتاه بود؟|:
    فقط سه صفحه؟|:
    آیا این داستان بیشنر از ۲۰۰۰ کلمه بود؟|:
    لطفا بنویسید که رمان چند صفحه داره و نوعش رو هم مشخص کنید!
    و داستان خیلی خلاصه بود|:

  • انوشا
    شنبه 23 نوامبر 2019 | 3:03 ب.ظ

    بیشتر انشا بود تا رمان یا داستان کوتاه

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • نگین : عالی بود زیبا بود زیاد زیاد زیاد ممنون چطوری میتونم تعریف کنم اخه...
  • دلوین : عالی بود تشکر فراون...
  • ثمین : تنکس از شما عالی بیست بود...
  • فاطمه : عالی بود ممنون از سایتون...
  • تینا : تشکر از سایتونن بازم رمان بزارید...
  • فایزه : سلام خسته نباشید عالی بود ممنون...
  • شکوفه : واقعااااا ممنونم از شما...
  • فاطمه : دانلود شد تشکرررررر...
  • Kimia : با تشکر از نویسنده از قلم قویتون...
  • آتی : لینک دانلود برا من بود تشکر از سایتونن...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.