دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

نام کتاب:‌ شافع
نویسنده:ملیکا پاک روش_کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر:اجتماعی
<<www.98ia3.ir>>

خلاصه: زنی سراسر رنج و سختی ، زنی که از بدو کودکی زندگانی اش با رنج عجین گشته است و سبب سختی هایش را خدایی می دانست که در اذهانش وجود نداشت . اما در انتها آیا به خدایی خدا ایمان می آورد ؟
نگاه نم خورده ام را متوسل می نمایم به پنجره ی سراسر نور.باری ، پا نهاده ام به قدمگاهت .
شرم سارانه نگاه می‌گیرم از پنجره فولاد طلایی ات و می نگرم به کبوتران ایوانت ؛غبطه می خورم به حال خوبشان ، به اینکه از حضورشان در برابرت همچون من شرمگین و خجل نیستند .پیشنهاد ما

نگاهم باز وصل می یابد به گنبد نورانی و پر فروغت و اشک هایی که سال هاست جا خشک کرده بودند به یک باره فوران می کنند .
بی دغدغه از نگاه های اطراف ،پر چادرم را بر سرم می کشم و بر زانو می افتم .
طنین افتادن‌ام غرور بی حد و حسبم را می‌شکند . چینی نازک، و دلم با هزاران ترک اش به یک باره می شکند و دگر .. هیچ و هیچ !
اشک پرده چشمانم را در آغوش می گیرد و سبب می شود آن دردانه منزلگه ات را محو ببینم .
چشمانم را می بندم و از ژرفای دلم این بغض چرکین که راه نفس هایم را بسته بود را عقده گشایی می کنم .
هر چه می گریم انگار عطش گریستن در من فزون تر می شود .
انگار این دل هم دانسته که یک همدل حقیقی یافته ام .
می خواهم از گذشته ام بگویمت ،
از کینه هایم از کینه هایی که … بگذریم .
با زانوانی سست ، زمین مرمری صحنت را می گیرم و بلند می شوم . خنکای آن ، کمی روح دل مرده ام را می نوازد .
گوشه ای خلوت از صحن را می یابم ، می خواهم هر آنچه بر من گذشته است را برایت بازگو کنم .
با صدایی که از بغض می لرزید ، اولین کلمه را گفتم و اشک هایم دوباره غلتیدند و غلتیدند و بر گونه ی پر ز حرارتم آمدند : سلام !

پیشنهاد نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
https://98ia3.ir/?p=5921
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • م.خسروی
    چهارشنبه 13 نوامبر 2019 | 9:46 ب.ظ

    غبطه میخورم به این قلم عالی…واقعا افرین!

  • لیلا
    پنج‌شنبه 14 نوامبر 2019 | 10:21 ب.ظ

    سلام لطفا با فرمت epub بذارید

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • سحر : دوست دارم رمانهای نودهشتیارو عالین...
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
  • Narges.sh : داستانی بسیار خوب و تراژدی نابی بود. قلم زیباتون سبب شد از خوندن این داستان نهای...
  • عاطفه شعبان پور : سلام جانم این رمان در حال حاضر فقط در همین صفحه برای دانلود قرار داره که میتونید...
  • عاطفه شعبان پور : سلام خیلی ممنون بنظرم اگر منت بگذارید ئ مطالعه کنید بهتره تا من بخوام بگم پایانش...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : فدات بشم الیف مهربونم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.