دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود داستان زرد و نارنجی در دستان باد نودهشتیا

نام داستان: زرد و نارنجی در دستان باد
نویسنده: تلخ آذری
ژانر: اجتماعی
خلاصه: نسیم و برادرش باد، برگی به نام زرد و نارنجی (زرنجی) را به سفری می برند برای شناخت انسان و دیدن دنیا از زاویه ای دیگر…
در حیاط خانه ای، درختی بود که سوز و سرمای پاییز، تمام برگ هایش را از او گرفته بود؛ جز یک برگ. برگی که سبزی اش را از دست داده بود و مصرعی از سعدی را مدام با خود زمزمه می کرد:

پیشنهاد نودهشتیا

«اکسیر عشق در مسم آمیخت، زر شدم…
اکسیر عشق در مسم آمیخت، زر شدم…
اکسیر عشق…»
نسیم با صدای دل نشینش، هوهو کشان وارد حیاط شد. چرخی به دور درخت زد. دست نوازشگرش را به مهر، بر تن زرنجی کشید:
– سلام زرنجی زیبا، امیدوارم امروز تصمیمت عوض شده باشه و با من همراه بشی.
زرنجی با تک دست خود، محکم به درخت چنگ زد:
– نسیم عزیز، من رو نترسون. تو که می دونی من چقدر عاشق درختم هستم.
نسیم آزادانه چرخی در محیط زد، با صدای بلند خندید و گفت:
– باور کن نمی خوام بترسونمت. فریبت هم نمی دم. وقت زیادی برات نمونده. بیرون از اینجا کلی اتفاق و منظره ی زیبا منتظرتن، بیا با من بریم.
اما زرنجی محکم تر از پیش درختش رو به آغوش کشید. درختی که مدتی بود به خواب رفته بود و صدای ناله های عاشقانه ی زرنجی رو نمی شنید.
در همین حین باد صدایش را در گلو انداخته و با هوی بلندی، وحشی و طغیانگر وارد حیاط شد؛ نسیم را کنار زدو بی معطلی به سمت درخت رفت:
-طبیعت قانون داره، تو همراه من میای کوچولو.
زرنجی چشمان ملتمس خود را بین درختش و نسیم می گرداند. باد که آرام و قرار نداشت، چرخی به دور درخت زد و زرنجی دست خود را کوتاه شده از درختش دید. حال در آغوش و همسفر باد بود. نسیم نیز به دنبال زرنجی و برادرش راهی شد و سفر شگفت انگیز زرنجی آغاز شد.

 

پیشنهاد نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
https://98ia3.ir/?p=6015
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • n : سلام دوست عزیز رمان بصورت آنلاین و در چنل تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • n : سلام دوست عزیز رمان بصورت آنلاین و در چنل تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • آرتین : سلام چجوری میشه دانلود کرد؟...
  • امیر : چه جوری میشه دانلود کرد...
  • سحر : دوست دارم رمانهای نودهشتیارو عالین...
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.