خانه » داستان » دانلود داستان خاموشه های روشن نودهشتیا
دانلود داستان خاموشه های روشن نودهشتیا

دانلود داستان خاموشه های روشن نودهشتیا

دانلود داستان خاموشه های روشن نودهشتیا

دانلود داستان خاموشه های روشن نودهشتیا

دانلود داستان خاموشه های روشن نودهشتیا

خاموشه های روشن

( ماه تی تی ، Masoo ، Zahra_banu) کاربران نودهشتیا

۰۴/۰۱/۱۴۰۰
ژانر : عاشقانه و تراژدی
صفحه آرا: _Hadiseh_
طراح جلد: Sadat.82
ویراستار: زهرا بهمنی
تعداد صفحه:۷۵
تهیه شده در انجمن نودهشتیا

WWW.98IA3.IR

خلاصه:
جنجالی ناپیدار در همگانیِ نامطلوب دورانِ حال هادی. وقوع حوادثی دلهره آور و از جنس هیجان در شهری پر از آدم های دروغین شهره ی شهر بود.
انزجار مهلکِ هادی در  روال روزمرگی زندگی خویش امری محکم به عدالت نبود. پایانی منحصرِ به فرد در عمق این شهر نیرنگ محکوم است.
تا چه حد به خاکستری می گراید آن دخترکِ محزون شهرِ دروغین؟ در دروان این مهلک آور چیزی به جز سروری فوق العاده در نهایت نخواهد داشت.

پیشنهاد ما

رمان نجات دهنده | زهرا رمضانی کاربر انجمن نودهشتیا

رمان تلألو ماه | نرگس شریف کاربر انجمن نودهشتیا

مقدمه:

تو عاشق نبودی که درد دل عاشق را بفهمی
تو باران نماندی که دلگیریه این هوا را بفهمی
تو گریه نکردی برای کسی تا بدانی چی میگم
دلت تنگ نبوده میخندی تا از حس دلتنگی میگم
♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
تو تنها نماندی که حال دل بیقرا را بفهمی
عزیزت نرفته که تشویش سوت قطار را بفهمی
تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن
جای من نبودی بدانی چیه فرق بین تو و من
♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
تو هیچوقت نرفتی لب جاده تا انتظار را بفهمی
پریشان نبودی که نگذشتن لحظه ها را بفهمی
تو آنی که رفته ، چی میدانی از غصه جای خالی
من آنم که مانده چی میدانم از قصه بی خیالی
#سیاوش_قمیشی

بوی نمور آن چهار دیواری تاریک، طناب سفتی که پیچک‌ وار دور دست و پاهایش بسته شده بود و سوز سرمایی که کنار گوشش زوزه می کشید، بی تاب و کلافه اش می‌کرد.
برای بار چندم بود که صدایش را بلند می‌کرد و کمک می‌خواست.

– کسی اینجا نیست؟ چی از جونم می‌خواین؟ چرا ولم نمی کنین؟ حرف حسابتون چیه؟

اما وقتی جوابش، پیچیدن اکو وار صدایش، در آن مکان بود، ناامیدتر از قبل روی صندلی آرام گرفت.
ذهنش، از شبِ گذشته، تا الان بارها بلایی که سرش آمده بود را مرور کرد تا بفهمد کجای کار را اشتباه کرده، اما این فکر کردن بی فایده بود، به جای اینکه به تاریکی زل بزند، چشمانش را بست و به خواب رفت.

 

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود داستان چنگار نودهشتیا

دانلود رمان پای میز قمار نودهشتیا

باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

  1. تبریک میگم نویسندگان


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است