دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

دانلود داستان تنگی نفس نودهشتیا

دانلود داستان تنگی نفس نودهشتیا

دانلود داستان تنگی نفس نودهشتیا

نام داستان: تنگی نفس
نویسنده: ستایش پرویزی
ژانر: عاشقانه – اجتماعی
خلاصه: آرام مثل اسمش خیلی آرومه و دختر خوبیه؛ ولی یه مشکل بزرگ براش پیش میاد، که باعث می شه حنجره‌اش آسیب ببینه و نتونه حرف بزنه! با اجبار زن عموش با پسری به اسم حسام ازدواج می کنه، که قاتل محسوب می شه و حسام فقط به خاطر این با آرام ازدواج می کنه، که شباهت زیادی به عشقش داره و…

مقدمه:
خاطراتم را به موج های دریا بسپار؛ تا شاید چند سال دیگر، که بر روی شن های گرم ساحل نشستی، صدای موج های دریا خاطراتم را برایت زنده کند. بوسه هایم را به باران بسپار؛ تا شاید باران هنگامی که بارید بر روی گونه هایت بوسه بزند. گرمی نگاهم را به خورشید ببخش؛ تا هنگامی که از روزگار خسته شدی، خورشید با گرمایش بازهم تورا به زندگی امیدوار کند.

به نام خدا

صدای لالایی مادرم توی گوشم نجوا می کرد. خاطرات پدرم توی ذهنم تکرار می شد. نفس هام تنگ بود و قلبم بی قرار به سینه ی خستم می‌کوبید!
سعی کردم داد بزنم؛ ولی هیچ صدایی از حنجرم خارج نشد.
احساس خفگی زیادی کردم. دست هام رو بلند کردم، چنگی به گلوم زدم. بخار اطرافم باعث شده بود، چیزی رو نبینم. یکی از دست هام رو از روی گلوم برداشتم، تا اطراف رو لمس کنم. دستم به پلاستیکی خورد، که مثل یک حصار من رو احاطه کرده بود. دیگه داشتم از حال می‌رفتم و چشمام سیاهی می‌رفت، که با تکون شدیدی چشم هام رو بزور باز کردم؛ ولی به ثانیه نکشید، که ناخودآگاه پلک هام روی هم افتاد و دیگه چیزی نفهمیدم…

***

با صدای کشیده شدن زیپ پلاستیک، چشم هام رو باز کردم؛ که با قیافه ترسناک حسام روبه رو شدم! قطره اشکی از چشم‌هام جاری شد و بی اختیار ذهنم به سوی گذشته رفت…
سرم رو به معنی نه تکون دادم.
_ یعنی چی دختر؟ همین فردا می‌گم، برای بار دوم بیان.
این بار به همراه سرم، دست‌هام رو هم با سرعت تکون دادم.

پیشنهاد ما
رمان★ آئــیشــما★نجمه صدیقی |کاربر نودهشتیا نودوهشتیا 🌷
رمان تاجور قمر | zhr_banooکاربر نود و هشتیا

  • اشتراک گذاری
https://98ia3.ir/?p=5742
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • Mino
    پنج‌شنبه 7 نوامبر 2019 | 10:54 ق.ظ

    سلام جلد دوم کی میزارین؟

    • setayesh P
      چهارشنبه 4 مارس 2020 | 11:12 ق.ظ

      سلام
      نمی دونم شاید جلد دومش رو به صورت رمان بنویسم

  • Nazanin
    شنبه 1 می 2021 | 8:13 ق.ظ

    سلام پس کی جلد دومشو مینویسین

    • admin مدیر سایت
      یکشنبه 2 می 2021 | 3:40 ب.ظ

      سلام تو انجمن پیگیری کنید ادرس انجمن forum.98ia2.ir

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • سحر : دوست دارم رمانهای نودهشتیارو عالین...
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
  • Narges.sh : داستانی بسیار خوب و تراژدی نابی بود. قلم زیباتون سبب شد از خوندن این داستان نهای...
  • عاطفه شعبان پور : سلام جانم این رمان در حال حاضر فقط در همین صفحه برای دانلود قرار داره که میتونید...
  • عاطفه شعبان پور : سلام خیلی ممنون بنظرم اگر منت بگذارید ئ مطالعه کنید بهتره تا من بخوام بگم پایانش...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : فدات بشم الیف مهربونم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.